شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

اهمیت مبارزه قانونی و علنی کارگران

برگرفته از جهان امروز شماره 131


درسی از اول ماه مه !

اهمیت رویدادهای مربوط یه اول ماه مه امسال و رویدادهای متعاقب آن، بررسی پاره ای از جوانب مختلف این حرکت را به یک ضرورت تبدیل میکند.

آنچه که مراسم اول ماه امسال را از سالهای گذشته متمایز می کند، چند مولفه است. اول اینکه فعالین کارگری تلاش کرده اند تا برگزاری اول مه در شهرهای ایران را در هماهنگی با یکدیگر سازمان دهند. در این راستا فعالیت فعالین کارگری موفق بوده است. آنها شورای برگزاری اول مه در شهرهای مختلف بوجود می آورند و قطعنامه ای سراسری صادر میکنند. دومین نکته مهم ابعاد اجتماعی این فعالیت های کارگری است که در سطح وسیعی هم در ایران و هم در خارج کشور انعکاس یافته اند و همزمان حمایت و پشتیبانی طیف وسیعی را از مبارزات کارگران ایران را بدنبال داشته است. ابعاد اجتماعی این مبارزات و فشارهایی که به جمهوری اسلامی وارد شده است تا آن حد بوده که آنان را وادار به آزادی کارگران دستگیر شده در تظاهرات اول ماه مه در شهر سقز می نماید.

تردیدی نیست که کارگران برای کسب حقوق خویش ناگزیر به مبارزه علنی و رودرو با کارفرمایان و دولت هستند. پس اگر مبارزه علنی کارگران علیه کارفرمایان و دولت را بعنوان یکی از خصوصیات و مشخصات مبارزه کارگری بپذیریم، چند مولفه پایه ای در همان ابتدای مسئله به میان کشیده می شوند:

اولین مولفه به خصوصیات دولت و کارفرمایان در جامعه ایران مربوط می شود. علیرغم شباهتهای پایه ای که جوامع سرمایه داری بر اساس آن بنا شده اند، اما همواره تفاوتهایی بین کشورهای سرمایه داری وجود دراد، که وجود این تفاوتها می تواند در شیوه و مبارزه کارگران برای کسب مطالبات خویش تاثیرگذار باشد. در همین رابطه می توان به تفاوت کشورهای سرمایه داری در اروپای غربی و ایران رجوع کرد و این دو را با هم مقایسه نمود. انقلابات صنعتی و مبارزه طبقه کارگر در یک پروسه تاریخی و طولانی در اروپا موفق شده تا به دمکراتیزه شدن این جوامع و کسب دستاوردهای برای کارگران در همین جوامع منجر شود. اینکه تعرض لیبرالیسم به زندگی و کار کارگران در چند دهه گذشته در اروپا موجب تغییر توازن قوا بین کار و سرمایه شده و در این برهه از زمان تعرضات وسیعی از زاویه لیبرالیستی به قانون کارهای شده که مهر مبارزات طبقه کارگر را با خود داشتند، هر چند واقعی است، اما خللی در این نظر بوجود نمی آورد که دستاوردهای کسب شده از سوی کارگران هنوز بکلی از میان نرفته اند و کارگران بشیوه های مختلف در مقابل تعرضات لیبرالیستی دولتها می ایستند. هنوز اعتصاب یکی از سلاح های است که کارگران برای دفاع از تعرضات سرمایه داران و دولتها، از آن استفاده می کنند و هنوز حق تشکل بکلی رخت بر نبسته است. این بحث ادامه دارتر از اینست که ما بتوانیم آنرا همینجا به نتیجه ای برسانیم. قصد نشان دادن تفاوتها در جوامع سرمایه داری است.

اما در آن سوی دیگر، در ایران، اوضاع به گونه ای دیگر است. اولین خصوصیت و مشخصه دولت جمهوری اسلامی بعنوان حافظ منافع کارفرمایان و سرمایه دارها، سرکوب، خفقان و ایجاد آن شرایط استبدادی است که هر اعتراض توده ای و مبارزه کارگری را با به میدان آوردن پلیس و نیروهای انتظامی پاسخ می دهد. به بیان دیگر سرمایه داری در ایران با بکارگیری قوه قهریه منافع سرمایه را تامین می کند و تاریخا هم حکومتهای ایران، خواه سلطنت خواه اسلامی، همین استبداد را نمایندگی کرده اند.

به همین دلیل، توده های کارگر و زحمتکش در ایران از تجارب غنی تحزب در مقیاس اجتماعی برخوردار نیستند. اینجا منظور از تحزب، معنای وسیع آن که همان سازمانیابی کارگران در اشکال مختلف است مد نظر می باشد و نه الزاما تعلق یک یا تعدادی به یک حزب سیاسی. هر چند که تعلق سیاسی هر تعداد کارگر به حزب کمونیست خود از اهمیت ویژه ای برخوردار است، اما در سطح ماکرو این به پدیده ای اجتماعی مبدل نشده است.

پس، اگر مولفه اول را که در ابتدای بحث طرح گردید را به خصوصیات دولت سرمایه داری در ایران اختصاص دهیم، دومین مولفه، به وضعیت سازمانیابی و تشکل طبقه کارگر مربوط می شود.

در جامعه استبداد زده ای چون ایران که رژیم اسلامی هر حرکت اعتراضی کارگری و توده ای را سرکوب میکند و تلاش فعالین کارگری را برای ایجاد تشکل های طبقاتی خویش مانع می شود. طرح دو موضوع دیگر برای کارگران سوسیالیست اهمیت ویژه ای پیدا می کنند: اول مطرح شدن دوباره تلفیق کار مخفی و علنی در جنبش کارگری، دوم ؛ استفاده و حرکت از اول ماه مه بعنوان یک روز مشروع، برسمیت شناخته شده و قانونی کارگران در سطح بین المللی برای طرح و پیگیری خواست ها و مطالباتی که کارگران در طول سال با آ« درگیرند.

توضیح اهمیت موضوع اول یعنی تلفیق کار علنی و مخفی در جنبش کارگری، وجود همین شرایط موجود در ایران است. دولت و کارفرمایا در مقابل مبارزات کارگران به شیوه های مختلف متوسل می شوند. تشکل های دست ساز دولتی بوجود می آورند، آنجاییکه احساس خطر کنند با پلیس و نیروهای انتظامی به آکسیون های کارگری پاسخ می گویند. نمونه اول ماه مه سقز فقط یک نمونه است، خاتون آباد نمونه دیگری و تا این رژیم سرکار باشد باید تکرار چنین نمونه های را کماکان انتظار داشت.

خنثی کردن حرکت دولت اسلامی و کارفرمایان در گرو وجود یک جنبش کارگری آگاه، سوسیالیست و متشکل است. وجود یک جنبش کارگری آگاه و متشکل مستلزم فعالیت مستمر فعالین کارگری و ایجاد شبکه های ارتباطی بین فعالین کارگری در شهرها و مناطق مختلف و ایجاد هماهنگی بین فعالیتها در مکانهای مختلف است. در همین رابطه تشکیل شوراهای برگزار کننده اول مه در شهرهای ایران یک نمونه جالب در همین زمینه است.

فعالین کارگری می توانند ابعاد جغرافیایی چنین شورای را با ارتباط با فعالین کارگری شهرها و مناطق مختلف وسعت بخشند، بین فعالیتهای این شوراها هماهنگی ایجاد نمایند و همین حرکت را به مبنایی برای بوجود آوردن تشکلهای طبقاتی کارگران تبدیل نمایند.

واقعیت اینست که تا فعالین کارگری در ایران به معضل تشکل های خویش پاسخ ندهند، یعنی تا آنها صاحب تشکلهای طبقاتی خویش نباشند، مشکل بتوانند به مطالبات خود برسند و مشکل بتوانند که مهر طبقاتی خود را بر اوضاع سیاسی ایران بکوبند. بالا بردن سطح زندگی و مبارزه کارگران مستقیما در گرو وجود تشکلهای طبقاتی خویش است.

اهمیت اول ماه مه هم در همین رابطه قابل توجه است. رهبران و فعالین کارگری می توانند از این روز بین المللی کارگران استفاده شایان خود را بنمایند و خواست ها و مطالبات خویش را در مقیاس اجتماعی وسیعتری طرح نمایند. این یک روز برسمیت شناخته شده در سطح جهانی است و کارفرمایان و دولت اسلامی هر ترفندی هم بکار ببرند نمی توانند این روز را حذف و یا تحریف نمایند.

در تقابل و کشمکش بین قانون های بورژوایی اسلامی و قوانین کارگری و سوسیالیستی در ایران، هر چند دولت و کارفرمایان و دستگاههای سرکوبگر این رژیم اسلامی از هیچ سرکوبی جهت خفه کردن مبارزات رادیکال کارگری دریغ نمی ورزند، اما فعالین و رهبران کارگری از این نقطه قوت برخوردار هستند که آنها می توانند که حمایت و پشتیبانی طیف بسیار گسترده ای را در سطح بین المللی بدست آورند که با اتکاء به آن پشتیبانی بین المللی بتوانند رژیم اسلامی را به عقب نشینی وادارند.