شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

دوباره در مورد برکناری اسانلو و پاسخی به بعضی از موضعگیریها

نویسنده: بهروز ناصری
3 فوریه 2013


مقدمه

بدنبال تذکرات بعضی از رفقا در مورد اشکالات موضعگیری که راجع به نحوه برکناری اسانلو از جانب سندیکای شرکت واحد داشتم، توضیحی تفصیلی راجع به اینکه چگونه و تحت چه شرایطی چنان مواضعی گرفتم، نوشته بودم که خواندن موضعگیری کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری مرا واداشت تا آن توضیحات را کنار گذاشته و به شیوه پلمیک متوسل شوم.

اخیرا نوشته ای از جانب من تحت عنوان «درباره برکنار کردن منصور اسانلو» پخش شد. آن موضع حاوی یکی دو اشکال جزئی است که بدین وسیله ضمن پوزش از خوانندگان اصلاحش میکنم. آنجاییکه نوشته ام «وحالا هم در زندان بسر میبرد» غلط بوده و منصور اسالو در خارج از ایران بسر میبرد. یا رفقایی از همان اول تذکر دادند که این اعلامیه از سوی هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد نوشته شده است و رفیق دیگری نیز ملاحظات مضمونی خود مبنی بر نادرستی و عجولانه بودن موضع مرا بشیوه ای دوستانه متذکر شده بودند.

موضع من در قبال آن اطلاعیه سندیکای شرکت واحد بر اساس تفسیر متن اطلاعیه صادر شده بود. نمیخواهم توجیه کنم ولی حساسیت در مورد کارگران زندانی اکثرا زمانی است که فعالین کارگری در زندان بسر میبرند و حول آزادی آنها کمپینهای مختلف برگزار میگردد...

اما در مورد بقیه موضعگیری ام، از لحاظ مضمون و محتوا، آنرا معتبر دانسته و کماکان ملاحظات انتقادی ام نسبت به آن اطلاعیه سندیکای شرکت واحد در مورد برکناری منصور اسانلو به قوت خود باقی است.

اطلاعیه سندیکای شرکت واحد در مورد برکناری منصور اسانلو

خیلی از فعالین بدرستی روی نکات متعددی در مورد این اطلاعیه انگشت گذاشته اند، که وجهه اشتراک اکثر موضعگیریهای فعالین سیاسی و کارگری در خارج کشور است. از جمله این موارد بقرار زیر است:

- ادبیات حاکم بر اطلاعیه دوستانه نیست و فضای عصبانیت حاکم بر آن را نشان میدهد
- چرا چنین تصمیمی رو به فدارسیون جهانی کارگران حمل و نقل نوشته شده است؟
- با امضای " سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه" زیر آن اطلاعیه، آیا این تنها از سوی هیئت مدیره سندیکا نوشته شده و سایر اعضای دیگر سندیکا را بصورت نیابتی نمایندگی کرده اند؟ یا اینکه همه اعضای سندیکا چنین تصمیمی گرفته اند؟
- یا مثلا منظور از گنجاند کلمه صداقت در یک شعار – "با امید به گسترش صلح، عدالت و صداقت در همه جهان" چیست؟
و اینکه اکثرا به ابهامات و سوالاتی که چنین بیانیه ای ایجاد کرده است، اشاره دارند.

عدم واکنش سندیکای شرکت واحد به سوالات و نگرانیها

تاکنون تعداد زیادی از فعالین سیاسی و کارگری به اشکال مختلف نوشتاری یا کفتاری نگرانی، سوالات و ابهامات خود را نسبت به تصمیم اخیر سندیکای شرکت واحد بیان کرده اند، ولی تا کنون از سوی شرکت واحد پاسخ یا توضیحاتی که به حداقلی از سوالات و نگرانیها پاسخ داده باشند ، مشاهده نمیشود.

این سکوت و عدم واکنش سندیکای شرکت واحد نسبت به سوالات، نگرانیها و ابهامات فعالین سیاسی و کارگری در خارج کشور، یک نوع برخورد آمرانه، سربالا و اهمیت ندادن به دیگران است. "دیگرانی" که همواره از حقوق آنها دفاع و با مبارزات برحق شان اعلام همبستگی کرده اند و صدای مبارزاتی شان را در کشورهای مختلف به گوش آن جوامع رسانده اند.

بنظر من هیچ ملاحظه ای سکوت و پاسخ ندادنهای سندیکای شرکت واحد را توجیه نمیکند. مثلا کدام ملاحظه؟

اگر مسائلی پشت پرده وجود دارد، چرا علنی اش نمیکنند تا همگان بصورت موثق از جریان رویدادها، اختلافات و ... مطرح در سندیکای شرکت واحد مطلع شوند ، و کسی مجبور به حدس و گمان نگردد؟

تا کنون تعدادی از دوستان از زاویه فردی خویش اقدام شرکت واحد را توجیه یا توضیح داده اند.

من ضمن احترام به این دوستان بگویم هیچ توضیح از جانب هر کدام از فعالین سیاسی نمیتواند جای توضیح سندیکای شرکت واحد را بگیرد.
سندیکای شرکت واحد بایستی خود مستقیما توضیح دهد و روشنگری کند که چرا چنان شد.

روش و سبک غافلگیر کردن دیگران کار نادرستی است

انسان میتواند در مناسبات دوستانه وقتی کسی بفرض مثال بخواهد دوستش یا یک نزدیک خود را غافلگیر کند، مهمانی ترتیب میدهد یا هدیه ای که او خوشش میآید تهیه میکند، تا دوستش یا مادرش را غافلگیرانه خوشحال کند . این نوع سورپرایز یا غافلگیرکردن امر عادی است که همه شاید کم و بیش و به انجاء مختلف با آن روبرو شده باشند. این نوع سورپرایز کردنها مورد بحث منظور این نوشته نیست.

اما در چهارچوب فعالیت سیاسی غافلگیر کردن و سورپرایز دیگران معنی منفی دارد. در عرصه سیاسی غافلگیر کردن به این معنی است که عملی در جریان بوده است ولی این تنها عده ای محدود از در جریان بودن آن مطلع بوده اند و اکثرا بی اطلاع.

در کار و زندگی دو مقوله مهم و پایه ای اند: 1- برنامه داشتن برای انجام کار یا کارهای و 2- قابل پیش بینی بودن حال اینده ی آن موضوع یا افراد. معمولا تحلیلگران نسبت به غیرقابل پیش بینی بودن یک وضعیت هشدار میدهند. مثلا وقوع زلزله، آمدن سیل، نارامی در یک کشور مثل سوریه ، که هشدار میدهند که برای مسافرت به آن کشور مسافرت نکیند که خطرناک است و... . یا افرادی که رفتار و برخوردشان غیر قابل پیش بینی هستند ، معمولا با ظرافت بیشتری نسبت به آنان برخورد میشود تا آدمهای معمولی و قابل پیش بینی.

منظور از این بخش اینست که وقتی تعدادی از رفقا به این اشاره دارند که سندیکای شرکت واحد با آن اقدام خود خیلی ها را " غافلگیر کرد، و هنوز هم خیلی نگفته ها مانده است" ، بگویم که این روش سندیکا نادرست است و رفقا در این زمینه کاملا اشتباه میکنند. غافلگیر کردن و نگفته ها را نگفتن اوضاع را بدتر میکند و گرهی از مشکلات طبفه کارگر ایران را نه تنها نمیگشاید، بلکه به مشکلات می افزاید.

نگفته ها را بایستی گفت و با داشتن برنامه و مطلع کردن واجبین، دیگران را غافلگیر نکرد. از این وضعیت این جمهوری اسلامی است که نفع میبرد. تردیدی نیست که ارگانهای مربوطه جمهوری اسلامی خبر دارند که چه گذشته یا روی داده است؛ این فعالین سیاسی بویژه خارج کشور هستند که از نزدیک در جریان رویدادها قرار نداشته و تقلاهایشان برای مطلع شدن موثق از رویدادها از زبان شرکت واحد هم تا حال به نتیجه نرسیده است.

چه چیز قابل دفاع است؟

هم سندیکای شرکت واحد و هم مبارزات منصور اسانلو، هردو قابل دفاعند. زیرا که دفاع از حقوق کارگران ... موضوع مبارزه شان بوده است.

منصور اسانلو که در راس سندیکای شرکت واحد قرار داشت، برای کسب حقوق اعضای سندیکا مبارزه و در این راه تعرض عوامل جمهوری اسلامی، زندان و شکنجه را تقبل کردند، طبیعی است که مورد حمایت و پشتیبانی هر انسان مدافع حقوق کارگران قرار گیرد. حال تاثیرات سندیکای شرکت واحد در جنبش کارگری ایران بماند که تا جه اندازه مثبت و بزرگ بوده است.

- این جزو حقوق اعضای سندیکای شرکت واحد است که چه فرد و افرادی را بعنوان رئیس سندیکا و هیئت مدیره سندیکا انتخاب میکنند. منصور اسانلو عزل میشود، جزو حقوق سندیکایی آنهاست، شکل سازمانی خود را از شکلی به شکل دیگر در میآورند اینها جزو حقوق مسلم آنهاست، فکر نکنم کسی نسبت به این حقوق مشکلی داشته باشد. و اصولا بحث از اسالو هم در این رابطه نبوده است که چرا ایشان را عزل کرده اید؟ بلکه اعتراض به چیز دیگری بوده است که دوباره مورد اشاره قرار میگیرد.

- با وجود این اختلاف با سندیکای شرکت واحد، اگر همین امروز کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه برای خواستهای خویش دست به مبارزه در شکل اعتصاب یا اشکالی دیگر بزنند، سندیکای شرکت واحد میتواند مطمئن باشد تا همین فعالینی که دارند یقه اش را برای کار و سنت نادرستی گرفته اند، همینها بدون در نظر گرفتن اختلافات از مبارزات برحق سندیکای کارگران شرکت واحد دفاع میکنند و برایش کمپین همبستگی راه می اندازند. این یعنی اینکه بتوان جایگاهها را تشخیص داد. میتوان هم با هم متحد بود و هم بر سر موضوعات مورد منازعه به پلمیک پرداخت. نبایستی امر اتحاد و همبستگی مبارزاتی را به نبودن اختلاف نظر منوط کرد.

- باید این موضوع را مد نظر داشت که منظور از دفاع از منصور اسانلو مستقیما مربوط به دوران مبارزاتی وی در سندیکای شرکت واحد است. دفاع آتی از اسانلو مشروط است. شرط دفاع آتی اینست که وی تا چه اندازه از منافع کارگران دفاع میکند. اظهار نظر در این زمینه به این دلیل دشوار است که تاکنون منصور اسانلو درمورد اختلافات درونی سندیکا و شرایط موجود و وضعیت آتی خویش اظهار نظری نکرده است.

- اظهار نظر از سوی دو طرف مجادله در سندیکای شرکت واحد یک نیاز و ضرورت است.

چه چیزی قابل دفاع نیست؟

کلا این اطلاعیه در مورد برکناری منصور اسانلو قابل دفاع نیست.
خطاب قرار دادن فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل به این شکل بی ربط است. درخواستهای که بنام یک سندیکای کارگری مطرح مینماید مثل" ...از آن نهاد کارگری خواستار قطع همه ارتباطات، همکاری ها و حمایتها از نامبرد می باشد". تلاش برای ایزوله کردن و طرد آن فرد است که با سنت و آزادیخواهی طبقه کارگر و فعالین کارگری پیشرو در تناقض آشکار است.

اینکه یک تشکل کارگری به یمن اینکه تشکل کارگری است پس مبرا از هرگونه اشکال و قابل نقد نیست کاملا نادرست و اشتباه میباشد.

مسئله مربوط به مشکوک بودن چیست؟

من در مواضعم ادبیات بکار گرفته شده در آن اطلاعیه سندیکای شرکت واحد را مشکوک و سوال دار دانسته بودم. بکار بردن کلمه مشکوک باعث شده تا عده ای چنین اظهار نظریه ای را غیر مسئولانه و ... بدانند.
باشه، من این مسئله را توضیح میدهم:

من در هیچ جا از افراد مشخصی نام نبرده ام. من هیچ جا نگفته ام که فلان یا این تعداد افراد مشکوک هستند. بایستی به مسئله دقت کرد. آنچه مورد بحث قرار گرفته ادبیات بکار برده شده بوده است:

« اطلاعیه شرکت واحد از ادبیاتی استفاده میکند، که برای من بعنوان یک خواننده آن اطلاعیه کاملا مشکوک و سوال دار است»، یا در جای دیگر نوشته ام « بنام سندیکای شرکت واحد، میخواهند سندیکای واحد را بعنوان یکی از نهادهای وابسته به رژیم اسلامی بشناسانند؟ این اطلاعیه مشکوک است. این اطلاعیه حاوی احکام عقب مانده، ارتجاعی و ضد کارگری است.» در جای دیگر هم آمده است:« ما روزانه با احکام و اتهامات وزارت اطلاعات و قوه قضائیه جمهوری اسلامی و سایر نهادهای این رژیم آشنایی را داریم که علیه مردم معترض به چه روشهای متوسل میشوند. این روشی که بنام سندیکای شرکت واحد علیه اسانلو صادر شده است، شباهت زیادی به نوع اتهام زدنهای جمهوری اسلامی علیه مخالفین خود دارد.»

در پاراگرافهای نقل شده من «ادبیات بکارگرفته شده، اطلاعیه و روش» را سوال دار و مشکوک دانسته ام. بحث اشخاص نیست. بحث اظهاریه هاست. خوب این اظهاریه های کتبی از قلم عده ای آدم جاری شده، و آیا این به معنی مشکوک دانستن خود آن افراد نیست. پاسخ به این سوال میتواند هم بله و هم خیر باشد. اما مسئله مهم در این زمینه اینست که انسانها میتوانند خوب و شریف باشند اما نظر نادرستی هم ارائه و تصمیم نادرستی هم بگیرند. با ارائه دادن یک نظر نادرست و یا حتی عمل اشتباه، اینطور نیست که شخصیت فرد زیر سوال برود. زیرا نظر دادن درست و غلط، اعمال تحسین آمیز و اشتباه و... جزو خصلتهای طبیعی انسانی هستند. انسان پراتیسین در پروسه عمل به نظر و عمل اشتباه هم میتواند دچار شود. و سپس میتواند اشتباهات را هم جبران کند یا حداقل در آن راستا گام بردارد.

من آن ادبیات و آن اطلاعیه ( دقت شود نه افراد را) را مشکوک دانسته ام. جدا از دلایلی مثل اینکه چرا رو به فدراسیون کارگران حمل و نقل نوشته شده و اشکالات دیگر، این اطلاعیه وارد عرصه ای میشود که مضر و برضد منافع کارگری است. احکام « نکنید ها» درست این عرصه ای است نامربوط به طبقه کارگر و منافع کارگران. و این تا کنون جزو خصلتهای همان فعالین سندیکائی هم نبوده است.

در این پاراگراف : « احتراما" سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه اعلام می دارد؛ منصور اسالو را به علت انجام تخلفات متعدد و عدم پایبندی به تعهدات خود و نادیده گرفتن هشدارها و اعتراضات درونی سندیکا ، از ریاست هیئت مدیره برکنار کرده و از این تاریخ هیچگونه سمت و مسئولیتی در این سندیکا ندارد و از آن نهاد کارگری خواستار قطع همه ارتباطات ،همکاری ها و حمایتها از نامبرده می باشد. یادآوری می شود سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هیچ نماینده وسخنگویی در خارج از کشور ندارد.» یک عالمه نکات منفی وجود دارد که در تقابل منافع خود سندیکای شرکت واحد هم قرار میگیرد.

سندیکای شرکت واحد "خواستار قطع همه ارتباطات، همکاریها و حمایتها از نامبرده" شده است. هیچ توضیحی از هیچ مرجع دیگری قابل قبول نیست. تنها توضیحات سندیکای شرکت واحد پذیرفتنی است.

در این خواسته ی سندیکای شرکت واحد کمترین درجه از آزادیخواهی دیده نمیشود. در صورتیکه طبقه کارگر آگاه و فعالین پیشرو کارگری ( بنا به تعریف و یک انتظار سوسیالیستی) ضمن مبارزه برای برآورد کردن خواستهای حق طلبانه صنفی، میتواند با ورود به عرصه مبارزه سیاسی اوضاع را رادیکال نماید. اصولا چرا در سنت سوسیالیستی میگوییم که طبقه کارگر با انقلاب خود نه تنها خود بعنوان طبقه بلکه همه بشریت را هم رها میسازد. آیا آزادیخواهی به این شکل است که شما بیایید و در نتیجه اختلافات یا هرچی که بوده بیایید و حکم بالا را صادر نمایید؟؟

بیایید موضوع را با یک مثال فرضی اما با توسل به متد کنونی سندیکای شرکت واحد کش دهیم. فرض کنیم جمهوری اسلامی از طریق یک انقلاب، شبیه انقلاب 1357 سرنگون شده است. کارگران توانسته اند به درجات زیادی متشکل شوند و به یک قدرت بزرگ در ایران تبدیل گردند . همزمان حکومت شورایی کارگران موفق شده است تعدادی جنایتکار که یکی از آنها ایت الله خامنه ای است و چندتای دیگر هم از نژادپرستان افراطی را به دلیل اعمال و مضر بودنشان به حال جامعه، دستگیر کرده است.

خوب سوال من اینست که حکومت شورایی کارگران اگر بیاید و با پیروی از سبک و احکام کنونی سندیکای شرکت واحد ، چه نوع رفتار و برخوردی نسبت به آن اسیرانی که اتفاقا جنایتکار هم هستند باید اتخاذ کنند؟؟

پاسخ من چنین است که با بکار گیری این روشی که سندیکای شرکت واحد علیه اسالو بکار برده است، میتوان هم شکنجه زندانی و هم قطع اب اشامیدنی و غذا هم بعنوان نوع دیگری از شکنجه را استنتاج نمود. خوب مبارزه مبارزان راه سوسیالیسم در ایران و فعالین و پیشروان کارگری علیه وضع موجود درست برعکس چنین استنتاجاتی است.

نامه ای مخفیانه توزیع شده است. در آن نامه وارد حریم شخصی افراد شده اند. مریم ضیاء بعنوان کسی که از ناراحتیهای روانی رنج میبرد معرفی شده است و... و.... آن نامه که سرشار است از نگرش ضد زنی و مرد سالار، را چه کسانی نوشته اند؟ هان.

عقب مانده و ارتجاعی دانستن مورد اشاره واقع شده در موضعگیری اولیه ، اشاره به مضمون این نامه ی مخفی پخش شده است که آن اطلاعیه در امتداد آن انتشار یافته است.

عصبانیت حاکم بر اطلاعیه سندیکای شرکت واحد در مورد برکناری منصور اسانلو ناشی از محتویات آن نامه است. آن نامه روی مجلس ندارد، به همین دلیل به گزارش سالانه اسانلو گیر داده شده است. گزارش کتبی اسانلو میتواند از سوی دست اندرکاران سندیکا و مطلعین مورد مخالفت قرار گیرد، اما آن گزارش سزاوار این همه جنجال و صدور آن احکام از سوی سندیکای شرکت واحد به این شکل نیست.

در این مبارزه، من از مبارزات امروزی سندیکای شرکت واحد و فعالین زندانی سندیکا دفاع میکنم، هر چه از دستم برآید دریغ نمیکنم تا صدای این مبارزات به گوش تشکلها و جوامع دیگر برسند، ولی نسبت به این اطلاعیه مشخص سندیکا علیه اسانلو هیچ گونه امتیازی به سندیکای شرکت واحد تعلق نمیگیرد. و هیئت مدیره فعلی سندیکای شرکت واحد موظف است رو به کارگران و فعالین سیاسی و کلا تمام کسانیکه به شکلی نگران وضعیت سندیکای شرکت واحد هستند توضیح داده و شفاف سازی کنند. انجام این وظیفه از سوی سندیکای شرکت واحد ابتدائی ترین خواستی است که با منافع طبقه کارگر ایران همخوانی دارد میباشد.

موضع کمیته هماهنگی برای کمک به تشکلهای کارگری

در اینکه کمیته هماهنگی مختار است چه نوع موضعی اتخاذ میکند، صحبتی نیست. و در اینکه کمیته هماهنگی هم بنا به ابهامات و سوالات و ناروشنی های که دارد ولی باز هم قصد دفاع از این عمل مشخص( یعنی دفاع از اطلاعیه سندیکای شرکت واحد) را دارد، میل خودشان است.

من اینجا نمیخواهم تماما با کمیته هماهنگی درگیر شوم ، چون این هدف فعلی نیست. اما تمایل دارم به نکاتی در اطلاعیه ای که صادر کرده اند اشاراتی داشته باشم.

کمیته هماهنگی از سنت شورایی سخن بمیان میآورد و مینویسد: «... این البته سنتی خوب و پسندیده است که باید از جانب کارگران آگاه و فعالین و تشکلهای کارگری مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد. بارقه ها نشانه های یک سنت دیرپا و ارزشمند کارگری، سنت شورایی کارگران، آشکارا در این حرکت دیده میشود. باید آنرا به حد کافی برجسته کرد و تقویت نمود و از جوانب و ابعاد مختلف گسترش داد... .»

معلوم نیست که رابطه بین این اشاره کمیته هماهنگی در مورد سنت شورایی با یک اقدام ضد آزادیخواهی سندیکای شرکت واحد که نه از جانب مجمع عمومی سندیکای شرکت واحد، بلکه از جانب هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد روی داده چه ربطی دارد؟؟

واقعا اگر کمیته هماهنگی این اقدام مشخص سندیکای شرکت واحد را در چهارچوب سنت شورایی ارزیابی میکند، مایه تاسف است. رفقای عزیز کمیته هماهنگی، بروید مصاحبه ای که محمود صالحی انجام داده است را بخوانید و بعدا بیایید از سنت شورایی حرف بزنید. این اقدام سندیکا شرکت واحد ربطی به سنت شورایی ندارد. اگر داشت برای برگزاری مجمع عمومی سندیکا تلاش میکردند....

کمیته هماهنگی میپندارد که :«... تقویت این حرکنت و حرکتهای از این دست به منزله تایید و تکریم کار و خرد جمعی کارگران است. به ویژه این که در راستای امر اصولی و درستی انجام شده باشد.» سندیکای که به دلیل فشار پلیسی موفق به برگزاری مجمع عمومی نشده است و حداکثر مدیریت سندیکا آن اطلاعیه را صادر کرده است، چگونه میتوان تصمیم هیئت مدیره را با خرد جمعی کارگران که در مجمع عمومی شان متبلور میشود اشتباهی گرفت؟

اما در جای دیگر کمیته هماهنگی می نویسد«... "مشکوک"،"اطلاعاتی"، "ارتجاعی" و"عقب مانده" خواندن این حرکت و این اطلاعیه، بیش از آنکه این برجسب ها را به این اطلاعیه و هیئت مدیره این سندیکا بجسباند، نویسندگان چنین ردیه هایی را افشاء میکند و ادبیات و شیوه های برخورد آن ها را در مواجهه با یک تشکل کارگری به نمایش میگذارد. از ظاهر امر پیداست که هیئت مدیره سندیکا، هنوز خیلی چیزها را نگفته و خیلی قضایا را رو نکرده است...»

در این زمینه پاسخ کمیته هماهنگی بدین شرح است.
1- همچنانکه که فوقا مفصلتر توضیح دادم که این اطلاعیه را مشکوک و سوال دار خوانده بودم، از کلمات ارتجاعی و عقب مانده استفاده کرده ام که چرایی همه ی اینها را توضیح داده ام. ولی بحثی از اطلاعاتی نکرده ام.
2- من مسئول مواضع خویش هستم. و در رابطه با خودم، نظراتم و روش برخوردم به "یک تشکل کارگری" هم مطمئنا با اعتماد به نفس نظراتم را بیان میدارم.
3- ایا کمیته هماهنگی به این شکل میخواهد بگوید که به یک تشکل کارگری برخورد و انتقاد نکنید؟؟ آیا این پیام کمیته هماهنگی است؟؟

من در این زمینه ها به چند موضوع مهم اشاره میکنم و توجه کمیته هماهنگی و سایر فعالین کارگری را به این نکات جلب مینمایم:

1) حاکمیت ارتجاع اسلامی و سرکوبگر بیش از حد به درازا کشیده است. جامعه ایران را بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرا گرفته است. توده های کارگر در فقر کمرشکنی زندگی میکنند و از همه بدتر کارگران صاحب ابزار مبارزاتی خویش که تشکل سراسری باشد، نیستند. در این اوضاع میتوان گفت که به بستر تحولات تبدیل گردد. در چنین شرایطی که بورژوازی سرکوبگر اسلامی چشم انداز روشنی برای خود ترسیم نمیکند، در این شرایط که کارگران هم پراکنده اند ، جمهوری اسلامی برای غلبه بر بحران و ادامه حاکمیت خویش به هر برنامه، توطئه و سرکوبی متوسل میشود. به باور من تشکل کارگری اگر به رسالت واقعی خویش عمل نکند یعنی دفاع از منافع کارگران ، تقدس ندارد و اتفاقا بایستی زبر نگاه نقادانه قرار داشته باشد.
2) نمونه های تاریخی چه درسی به ما میدهند؟ چرا نازیها در آلمان دهه 1930 موفق به کسب قدرت سیاسی شدند؟ این نمونه تاریخی مهمی است و شوخی بردار نیست. در شرایط بحرانی اگر آگاهانه برخورد نکرد، اگر حول منفعت اکثریت جامعه متحد و متشکل نشد ( یعنی با افق روشن و سوسیالیسم) ، ظهور انواع گرایشات ضد بشری از جمله فاشیسم دور از انتظار نیست.
3) تذکر من در رابطه با اقدام نادرست سندیکای شرکت واحد در دوره بحرانی، دوره ایکه کارگران پراکنده اند، همین نگرانی نکته بالا را در خود دارد. این زنگ خطر احساس نمیشود؟؟
4) اگر سندیکای شرکت واحد واقعا حسن نیت دارد، میبایست به این همه نگرانیها فوری پاسخ دهد و مردم نگران را از این حالت بیرون بیاورد. اصلا نباید توهم داشت. هیچگونه توهم در این شرایط جایز نیست. عدم پاسخ سندیکا به این همه نگرانی و التماس، مهر تاییدی است متاسفانه به این تحلیلی که پیشاروی خود دارید.
قطب چپ کجاست؟

برای یادآوری :
در تاریخ دوشنبه 2 ژولای 2012 ، تعداد 25 حزب و سازمان و نهاد طی نشستی اطلاعیه مشترکی تحت عنوان " اطلاعیه نشست مشترک احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست : تلاش برای شکل دادن به یک بدیل سوسیالیستی" منتشر کردند.

بعد از همان تاریخ من طی یادداشتی نظرات و ملاحظات خود را متعاقبا به اطلاع رساندم و ضمن ابراز ملاحظاتم برای کلیه رفقای شرکت کننده آرزوی موفقیت داشتم . اینجا دوباره وارد بحث قطب چپ نمیشوم. ولی در این دوره مهم که سندیکای کارگران شرکت واحد چنین تحولات مهمی را پشت سر میگذارد و در رابطه با خود این تحولات اختلافات خیلی جدی ای وجود دارد، همه احزاب و سازمانهای که در لیست آن نشست قرار دارند، کجا هستند؟

چرا شورای هماهنگ کننده جریانات چپ و کمونیست فراخوان جلسه ای بمنظور بحث و بررسی بحران و تحولات سندیکای شرکت واحد را در دستور قرار نداده اند؟ ( و طبق معمول اگر هم چنین برنامه ای هست و من نمیدانم بی خبری مرا ببخشید) ، چرا موضوع را پیگیری نمیکنید؟ اعلام موضع نمی نمایید؟ من ناچارم سوالات انتفادی خود را رو به شما رفقا تکرار کنم: چگونه میخواهید سوسیالیسم در ایران به یک بدیل اجتماعی تبدیل شود؟ اگر در چنین مسائلی که اتفاقا مربوط به کل طبقه کارگر ایران است، برنامه برای دخالتگری نداشته باشید، یا بررسی و ارزیابی ای ارائه ندهید، واقعا بدیل رادیکال و انقلابی سوسیالیسم در ایران چگونه اجتماعی خواهد شد؟

پیشنهاد به همه احزاب و نهادهای چپ و کمونیست اینست که موضوع سندیکای کارگران شرکت واحد را رسما به بحث و بررسی خود قرار داده و جنبش طبقه کارگر را با نتایج حاصله از آن بررسی مطلع نمایند.

زنده باد شعارهای :

کارگران ایران متحد شوید

نان، مسکن، آزادی