شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

تلاش برای برداشتن گامهای عملی برای ایجاد تشکلهای کارگری
در محیط کار و سطح سراسری ایران

نویسنده: بهروز ناصری
14 ژانویه 2013


مقدمه

اگر کارگران ایران دارای تشکلهای طبقاتی خود هم در محیط کار و هم در سطح سراسری نباشند، چشم انداز روشنی را جهت دگرگونی و بهبود زندگی و کار کارگران نمیتوان مشاهده کرد. اینرا نه تنها از لحاظ تئوریک، بلکه از زاویه عملی هم میتوان نشان داد.

وضعیت سیاسی- اقتصادی امروز هم در ایران و هم سایر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، سوالات مهم و اساسی را پیشاروی هر انسانی که به منافع کارگران می اندیشد، قرار میدهد. اگر ما در ایران، شاهد تحولاتی مثل مصر باشیم، طبقه کارگر ایران همین امروز تا چه اندازه میتواند به تحولات سیاسی سمت و سو بدهد؟ کارگران در کجای آن تحولات قرار میگیرند؟ و اصولا جنبش بزرگ کارگری ایران، چگونه میتواند وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور را به نفع توده های وسیع کارگر و زحمتکش برگرداند؟ مهمترین مولفات در زمینه ها کدامها هستند؟

با چنین دیدی از سوی نشریه مبارزه طبقاتی یک سوال اساسی و بزرگ که خود آن سوال نیز به سوالات دیگری تجزیه میشد، برای تعدادی از فعالین کارگری ارسال شد. سوال ار رفقا به قرار زیر بود:

رفیق... بنظر شما کارگران ایران چگونه میتوانند دارای تشکلهای خود باشند؟ به عبارت دیگر، تشکل کارگری محیط کار چگونه تشکیل میشود؟ اینکه کارگران ایران فاقد تشکل سراسری خود هستند، چگونه میتوان بر این ضعف تاریخی طبقه کارگران فایق آمد؟ اصولا تشکل سراسری کارگران که حافظ و نماینده منافع کلیه کارگران ایران باشد، چگونه تشکیل میشود؟ کارگران و فعالین کارگری در این رابطه چه کارها و فعالیتهای میتوانند انجام دهند تا در این شرایط سیاسی ایران – که طبقه کارگر ایران به این احتیاج دارد تا در تحولات سیاسی ایران، بتوانند بصورت متشکل ظاهر شوند- ، صاحب تشکل طبقاتی و سراسری خود گردند؟

چرا این سوال مطرح شد؟ به این دلیل که جنبش ما در زمینه های مهم و پایه ای در جای خود ایستاده است. اگر از یک زاویه بخواهیم بنگریم، میتوان گفت که جنبش ما بعد از شکست انقلاب 57 سیر پیشروی هایش متوقف، و فعالین کارگری و بطور کلی احزاب سیاسی و بویژه در این میان کمونیستها و احزاب چپ وسیعا سرکوب شدند. این موج سرکوبگریها را نمیتوان از چهارچوب تحلیل خارج نمود. بحث بر سر حقانیت این و آن حرکات اعتراضی کارگران نیست، که در حقانیت هر تک مبارزه کارگری برای کسب حقوق بر حق خویش کمترین تردیدی وجود ندارد. ولی اگر در سطح ماکرو یا کلان به مبارزه طبقاتی در ایران بنگریم، مشاهده مینماییم که کارگران فاقد آن ابزار مبارزاتی هستند که بتوانند اوضاع را به نفع خود تغییر دهند. کارگران ایران فاقد آن تشکل سراسری هستند که با توسل به آن بتوانند بطور موثری در مقابل دولت و سرمایه داران بایستند. این یک ضعف تاریخی در جنبش کارگری است که توجه عاجل فعالین کارگری را میطلبد.

از نظر عینی کارگران ایران با یک زندگی و شرایط کار مشقتبار و طاقت فرسا دست به گریبانند. تمام برنامه های سیاسی- اقتصادی دولت و حکومت اسلامی در ایران و بورژوازی غرب به ضرر کارگران ایران پی ریزی میشود. این روند سیاسی- اقتصادی سرمایه داری در ایران چگونه متوقف میشود؟

سه نفر از رفقا سلام قادری، خسرو و مجید تمجیدی پاسخهایشان به سوال فوق را برای مبارزه طبقاتی ارسال کرده اند که از نظرتان میگذرد. بنظرمن هر سه رفیق و بویژه رفیق خسرو از فعالین کارگری در ایران و رفیق مجید تمجیدی برای کنکاش عدم تشکل کارگران بر نکات مهمی انگشت گذاشته اند.

در این مقاله تلاش من بر اینست که از زاویه ی دیگر، به مسئله تشکل کارگری در ایران بپردازم. شیوه پرداخت من به مسئله تشکل کارگری هم در محیط کار و هم در سطح سراسری شاید با نحوه پرداختن رفقا به این مسئله مقداری تفاوت داشته باشد، اما مسئله اینست که تفاوت داشتن در روش پرداخت به معنی تناقض داشتن در محتوا و مضمون نیست.

فعالین کارگری را دعوت میشوند تا با دید و نگرش انتقادی این مقالات را مورد مطالعه قرار داده و در این مباحثات شرکت نمایند و نظرات خویش را مکتوب و ترجیحا برای نشریه مبارزه طبقاتی ارسال دارند.

بحثهای مرتبط با موضوع

1.1 ابتدا در زمینه دو مقوله ی نسخه پیچی و اراده گرایی
به کرات در مباحثات مربوط به سازمانیابی کارگران از سوی فعالین سیاسی و از جمله فعالین حزبی، بطور ساده شده ای با این جملات روبرو میشویم که " ما برای کارگران نسخه نمی پیچیم" و " وقتی کارگران از نظر ذهنی از آمادگی لازم برای اتحاد و تشکل یابی برخوردار نیستند، نمیتوان بصورت اراده گرایانه تشکل درست کرد." این دو جمله نقل به معنی مضمونی خیلی از جهت گیریهاست.

کاریرد این مقولات اینجا که بحث از «چه و چگونه باید کرد» است، اکثر دخالت نکردن، به چالش نکشاندن مشکلات و موانع و از کنار موانع گذشتن است. استنتاج عملی «نسخه نپیچیدن برای کارگران» و اینکه «اراده گرایی نیست وقتی کارگران آمادگی اش را ندارند تا...» حفظ وضع موجود و ادامه همین شرایط فلاکتبار است.

یک مبارز سوسیالیست نسخه پیچی نمیکند، اما همین را هم به بهانه و مستمسکی تبدیل نمیکند تا از اظهار نظر کردن خودداری نماید. کسانیکه با بکار بردن «نسخه پیچی» از دخالت کردن در مورد مهمترین معضلات خودداری مینمایند، تمایل دارند هر آنچه میگویند مورد بحث و بررسی انتقادی قرار نگرفته و همه آنرا بی چون و چرا بپذیرند. و این یکی از مسائلی است که به ادامه حفظ وضع موجود کمک میکند.

پس با اجتناب از مسئله کاذب نسخه پیچی، این بحث طرح میشود و انتظار هم اینست که مورد مطالعه انتقادی فعالین کارگری و سیاسی قرار گیرد.

یا طرح بحث «اراده گرایی...» اشکالات جدی دارد. اولا «اراده گرایی...» در این زمینه به چه معنی است؟ بلاخره مسئله « اراده گرایی نیست که کارگران آمادگی ندارند...» یا «کارگران اراده کنند ...» ما را به کجا میرساند؟ چه استنتاج بویژه عملی از این فرمولها بدست داده میشوند؟

یکی از مشکلات بحث «اراده گرایی» اینست که انسان را از عینیت و واقعیات موجود، به عالم درونی انسان هدایت میکند. بحث « اراده گرایی» بیشتر یک بحث روانشناسانه و فلسفی است. اینکه تا چه اندازه معتبر است که برای فائق آمدن به ضعفها و کمبودهای عینی که کارگران در زندگی و کار با آن مواجه هستند، به روانشناسی متوسل شد، در جای خود قابل بحث و بررسی انتقادی است. عمده ترین مشکل اراده گرایی اینست که مشکلات را درونی دیده و به کار هدفمند و با نقشه اهمیت نمیدهد... .

من در این بحث از مقوله «اراده گرایی یا ولونتاریسم» استفاده نمیکنم و بجای آن فعل «خواستن» را بکار میگیرم. زیرا «خواستن» با «قدم برداشتن عملی» برای انجام کاری یا کسب خواسته ای، رابطه نزدیکی دارد و امکان اینکه کسب «مطالبه» به مرحله «عملیاتی» در پراتیک قابل مشاهده بیانجامد، خیلی عینی تر و اقعی تر می بینم. این جمله مشهور مارکس که "زندگی انسان اندیشه اوست" موید همین روش عینی گرایی است که در نقد اراده گرایی بعنوان یک خط روانشناسانه درون گرا مورد اشاره قرار گرفت.

1.2 کارگر بعنوان یک انسان اجتماعی
کارگر یک انسان اجتماعی است. هستی کارگر محدود به تنها آنوقت که در محیط کار، کار میکند کارگر نیست، بلکه بغیراز زمانی که در محل کار مشغول به کار است، دارای یک زندگی اجتماعی در همه وجوه خویش نیز میباشد. به این معنا همه تحولاتی که پیرامون کارگر روی میدهند، به او مربوط میشود. یک کارگر در جامعه در نقش های متفاوتی ظاهر میشود. مثال اول : وقتی فرزندان کارگران به مدارس میروند، فرزندان کارگران تحت سیستم آموزشی خاصی قرار میگیرند. فرزند چه می آموزد؟ سیستم آموزشی چگونه است؟ و سوالاتی از این قبیل، جزو حق کارگر – اینجا در نقش والدین- است که بدانند و در این زمینه اظهار نظر کرده و خواستها و انتظاراتشان از نحوه آموزش فرزندان بیان دارند... . مثال دوم، کارگر برای تهیه مایحتاجات زندگی، به تهیه مواد غذای نیاز دارد. هزینه مواد غذایی گران است و دستمزد کارگر آنقدر پایین است که کارگر نمیتواند به سهولت مواد غذایی مورد نیاز خود و خانواده اش را تامین کند، در چنین مواردی مبارزه برای افزایش دستمزد و مبارزه علیه گرانی، کاملا به زندگی اجتماعی کارگر مربوط است... یا در زمینه مناسبات زن و مرد؛ دستگیری فلان رفیق کارگر صرفا به دلیل اینکه برای کسب حقوق خویش تلاش کرده است... .

اگر مقداری دقت نماییم می بینیم که کارگر در بطن یک زندگی اجتماعی اولا از نقش های مختلفی برخوردار است و دوما همه یا اکثریت تحولاتی که پیرامون کارگر میگذرد، مستقیما به او- بعنوان یک جمعیت و طبقه ای سازنده- کاملا مربوط است.

اگر بخواهیم یک کلمه مترادف برای کارگر پیدا کنیم و برای مثال منبعد از آن استفاده کنیم، کلمه «سازنده» مناسبترین مترادف کارگر است. حرکت از این زاویه مهم است زیرا اهمیت و نقش کارگر را در پروسه کار و زندگی یادآوری میکند.

کارگر یا انسان سازنده (تقریبا همه چیز) خود جزو محروم ترین و بی حقوق ترین بخش جامعه است. سازندگانی که خود زندگی فلاکتبار و شرایط کار مشقت باری دارند. کارگران یا سازندگان فاقد ابزار لازمی هستند که بوسیله آن بتوانند در زوایای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زندگی دخالت کنند.

1.3 تغییر در سطح اجتماعی یک مسئله جمعی است و نه فردی
اینکه تغییرات کلان و در مقیاس اجتماعی کار جمع و طبقه است، را میتوان هم از لحاظ تئوریک و هم با توسل به تجارب و مشاهدات تاکنونی مبارزات خرد و کلان کارگری و توده ای در ایران و کشورهای دیگر نشان داد. اگر کارگران یک شرکت یا کارخانه برای کسب مطالبه ای مثلا پرداخت حقوقهای معوقه یا افزایش دستمزد، متحد و سازمانیافته وارد کارزار شوند، از شانس پیروزی بیشتری برخوردارند تا اینکه اعتراضات پراکنده و ضعیف برای همان خواستهای برحق روی دهد. توده های زحمتکش مصر جمعا خواستار سقوط حسنی مبارک شدند و به دلیل آنکه آن اعتراضات جمعی بود، خواست روشن بود و حول آن اتحاد وسیع وجود داشت، توده های مصر به آن تک مطالبه رسیدند. ( اینجا منظور بحث از تحولات مصر نیست بلکه نشان دادن قدرت جمعی برای تغییر است).
قدرت کارگران در اتحاد و تشکل آنهاست.

الف) رابطه تئوری و پراتیک:

اما در این رابطه گره گاههای وجود دارند، که رابطه تئوری و پراتیک یکی از آن گره گاهی است که لازم است در مورد آن تا اندازه ای که لازم باشد، مورد بحث قرار گیرد.

تئوری خیلی ساده آن نظریه ای ایست که در مورد یک رویداد، یک موضوع یا هر مسئله ای تلاش میکند تا به چیست؟ چرا؟ و چگونه؟ در رابطه با آن موضوع پاسخ دهد. پاسخی که میتواند مورد مطالعه و نقد قرار گرفته و در صورت وحدت جمعی در مورد مفید بودن آن نظریه، برنامه عمل های مختلف یا متعدد از آن استنتاج شوند.

مثال تشکل کارگری را بزنیم. همه فعالین کارگری و سیاسی میدانند که تجارب سازمانیابی کارگران ایران بویژه در سطح کلان ضعیف است. ایران کشور استبداد زده ای بوده و هست که حکومتهای مرکزی با توسل به بوجودآوردن فضای خفقان و سرکوب هر حرکت حق طلبانه، اجازه نداده است که حق تشکل، آزادی بیان و ... به جایگاه خود برسد. نتیجتا در طول دهه های متوالی ما در ایران با طبقه کارگری پراکنده و متشتت مواجه بوده ایم. از یکسو شاهد تعرض حکومت و دولت اسلامی و کارفرمایان به کار و معیشت کارگران بوده ایم و از سوی دیگر بی سازمانی یا بی تشکلی و یک زندگی مشقت بار کارگران و توده های زحمتکش.

چگونه میتوان بر این کمبود یا ضعف تاریخی واقعا فائق آمد؟ چه باید کرد؟ در این رابطه میتوان به تعداد زیادی اطلاعیه، بیانیه و قطعنامه ها در طیف چپ اشاره کرد. همه یا اکثر بیشتر جنبه تبلیغی دارند و مشاهده نمیشود که روی این معضل کار کرده باشند و پاسخ این سوال را بدهند که کارگران در شرایط اختناق و سرکوب چگونه میتوانند متشکل شده و تشکل های طبقاتی خود را درست کنند.

در اینکه دولت و حکومت اسلامی سرکوبگر مانعی در جهت اتحاد و سازمانیابی کارگران است، تردیدی نیست و این را میتوان بعنوان عامل درجه اول درنظر گرفت. اما موضوع اینست که این تمام مسئله نیست. یک بخش اساسی کار به خود فعالین کارگری و سایر فعالان سیاسی مدافع کارگران مربوط میشود. سرکوبگریهای موجود نمیتوانند کم کاریهای اینطرفی را بپوشانند.

انقلاب 1357 از همان دو سه سال بعد از انقلاب، یعنی آنزمان که جمهوری اسلامی پایه های قدرت سیاسی خود را محکم نمود و موج سرکوب و اعدامهای زندانیان سیاسی را در دهه 1360 راه انداخت، شکست خورد. از آنزمان تاکنون که بیش از سه دهه میگذرد، وضعیت معیشت و شرایط کار کارگران ایران وخیم تر شده است. تعرض دولت و کارفرمایان به کارگران زندگی و کار فلاکتباری تحمیل نموده است. فقر، گرانی، بیکاری و دهها مصیبت دیگر اجتماعی افق و چشم انداز روشنی در برابر جامعه علی العموم و کارگران بطور اخص قرار نمیدهد. سوال بزرگ در مقابل هر فعال و مبارز علیه وضع موجود اینست که این پروسه فلاکتبار چگونه متوقف شده و شرایط به نفع توده های کارگر می چرخد؟

تغییر این اوضاع با شعار دادن، ابراز نظرات زیبا، شسته رفته و کلی گویی( که خود روشی است برای شانه خالی کردن از دخالتگری سوسیالیستی) امکان پذیر نیست.

ب) تئوری و پراتیک برای تغییر

اگر نتوان از تئوری انقلابی که تغییر وضعیت را هدف خود قرار میدهد، استنتاجات کاملا عملی و عمل با برنامه نمود، همان تئوری نیز در پروسه ای از نفش متحول کننده خود دور میشود. دراین زمینه میتوان نمونه های فراوانی از احزاب چپ و کمونیست ایران آورد که موضوع مستقیم این مقاله نیست.

چرا چنین است؟ چگونه در ابن وضعیت قرار گرفتیم؟ چه باید کرد؟ از جمله سوالات مهمی هستند که پاسخ به آنها میتواند انجام عمل های گوناگون، فعالیتهای مختلف در جهت تغییر وضعیت را در بر داشته باشد.

پس ضرورت فعالیتهای نظری و عملی برای بوجود آوردن تغییر در شکل تشکل و اتحاد کارگران از اولویتهاست. انسان در عملکرد روزانه اش به سهولت بیشتری میتواند رابطه بین سخن یا نظر و عمل را بیان کند. یک انسان تشنه، وقتی به آب احتیاج دارد، میتواند آن نیاز را که تشنه است، را با زبانش بیان کند، میتواند بلند شده و آب مورد نیازش را یافته و این نیاز حیاتی را برآورد نماید. در این عمل ساده انواع کار اعم از تکلم و بیان یک نیاز و همچنین عملی مشخص برای برآورد کردن آن نیاز را میتوان مشاهده نمود. اما این یک عمل انفرادی است. کار جمعی هم در ابعاد وسیعتر به مکانیسمهای این عمل فردی شباهتهایی دارد. مهم اینست که با مکانیسمهای عمل و کار جمعی آشنا و آنرا بکار برد، نقاط قوت و ضعف آنرا یافته و آگاهانه قدمهای جمعی برداشت. برای وحدت بین تئوری و پراتیک ضروریست با برداشتن گامهای عملی جهت تامین اتحاد طبقاتی کارگران از طریق ایجاد تشکلهای کارگری و توده ای در محیطهای کار تلاش و فعالیت آگاهانه ای داشت.

تشکل

2. پیش شرطها
الف - توافق و درکهای نزدیک به هم در رابطه با مقولات پایه ای : عینیت و ذهنیت ، موازین عمومی و قانونیت در تقابل با برداشتهای فردی و سلیقه ای.
اینکه انسانها مثل هم نمی اندیشند و در نتیجه کثرت آراء وجود داشته باشد، امر طبیعی است. اما مسئله اینست که علیرغم کثرت عقاید و نظرات، نیازهای پایه ای و مادی انسان همه را – حال با هر فکری- در برمیگیرد. این حق کارگران است که از زندگی مرفه ی برخوردار باشند... . پس برای برآورد کردن آنچه که مستقما به بهبود شرایط کار و زیست کارگران مربوط میشود، همه میتوانند متحد شوند در عین اینکه آراء و نظراتشان خود را هم داشته باشند. افزایش دستمزدها، حق تشکل، حق آزادی بیان و فعالیت ... نمونه های از خواستهای هستند که همه کارگران را در بر میگیرد حال با در نظر گرفتن وجو گرایشات مختلف حتی در بین کارگران.
مسئله اینست که بدست آوردن خواستهای که همگانی هستند را نبایستی قربانی نظرات مختلف کرد. اگر یک رابطه معقول بین رابطه عینیت و ذهنیت برقرار نگردد، نتیجه همان میشود که ما در طول بیش از سه دهه شاهد آن بوده ایم.

ب- توافق عمومی در مورد اینکه بدست آوردن انواع حقوق در سایه قدرت جمعی و اتحاد کارگران قابل حصول است. کارگران بصورت پراکنده و منفرد منشاء هیچ قدرت و تغییری نیستند. قدرت کارگران در اتحاد و سازمانیابی آنان است.

پ- تشکل به تعریف و لیست وظایف احتیاج دارد. تشکل نیز به نوبه خود بایستی بتواند وجود مفید بودن خود را به اعضا و محیط پیرامون نشان دهد.

ت- ضرورت داشتن نقشه سیاسی شهر.
فعالین کارگری که در رابطه با تشکلیابی کارگران فعالیت دارند، ضروریست و بایستی نقشه سیاسی شهر مربوطه را تهیه و در اختیار داشته باشند تا بدان وسیله بتوانند فعالیت هدفمند و سیستماتیکی را پیش ببرند. منظور از نقشه سیاسی شهر اینست :
- جمعیت شهر
- کارهای و شغلهای رایج در شهر.
- تعداد کارخانه و شرکت در سطح شهر و همچنین تعداد کارگران آن محیط کار.
- وضعیت معیشتی کارگران در ان محیط کار

فعالینی کارگری که در زمینه متحد و تشکل یابی کل کارگران کار میکنند، حداقل به این موارد فوق الذکر نیاز دارند.

2.1 نوع تشکل

نوع تشکل، اینکه آیا اتحادیه، سندیکا و یا شورا، کدامیک مناسب است، بستگی به محل کار، کوچکی و بزرگی آن محیط و تعداد کارگران و ارزیابی خود فعالین از آن محل کار دارد. مهم در این شرایط نه نام، بلکه محتوای ظرفی است که جمع کردن، متحد شدن و سازمانیابی جمعی کارگران برای کسب خواستها و مطالبات را تامین نماید، است.

آنچه مهم است اینست که در ایرانی که توده ها علی العموم و کارگران بطور مشخص از تجربه کافی در رابطه با کار متشکل برخوردار نیستند، فرهنگ کار جمعی، حرکت جمعی برای بدست آوردن خواستها و در همین رابطه فرهنگ تشکل بوجود آوردن به بخشی از زندگی تبدیل گردد. برای مثال: مبارزه علیه قانون کار اسلامی، در اصل این وظیفه و کار تشکل سراسری کارگران است که در تقابل با قانون کار موجود، کارگران را نمایندگی کرده، تیم متخصص برای تدوین قانون کار بنا به مصلحت کارگران تدوین نماید و با قدرتی که از تشکل واتحاد آنان برمیخیزد، دولت و کارفرمایان را وادار به پذیرش آن نمایند.

ایران کشوری است میتواند بستری برای درست شدن انواع تشکل در زمینه های مختلف داشته باشد. بنظر من همه چیز، هر پیشروی ای در گرو داشتن تشکل است. در غیر اینصورت این دور فلاکتبار کنونی کماکان ادامه خواهد یافت.

2.2 تشکل کارگری با خصلت بالای توده ای

تشکل کارگری درست است که تشکل کارگران در محیط کار است. ولی بنا به اینکه ایران یک کشور استبداد زده است و سرکوب حرکتهای کارگری خصلت نمای دولت اسلامی و کارفرمایان است، لازم است در تقابل با این مانع بزرگ، تشکل کارگری، نیروی لازم برای ارتباط با مردم محل و شهر اختصاص داده و فرهنگی بوجود آورند تا در هر حرکت کارگری حمایت و پشتیبانی سایر توده ها را با خود داشته باشند.

توده ای بودن یک تشکل کارگری به این اعتبار ضریب امنیتی تشکل و فعالین آنرا بالا برده و دولت و نیروهای مسلح حکومتی براحتی نخواهند توانست به آن تشکل یا فعالین کارگری تعرض کنند زیرا بغیر از مقاومت تشکل کارگری، با موجی از پشتیبانی و حمایت توده ها در سطح شهر یا آن محل مواجه میشوند. تامین خصلت توده ای یک تشکل کارگری مصافی یا چالشی است که کارآگاهگرانه و خستگی ناپذیری می طلبد.

یک تشکل چگونه تشکیل میشود؟

همچنانکه در شکل شماره دوم مشاهده میگردد، این تشکلی است که از پایین و در مجمع عمومی کارگران آن واحد تشکیل میگردد. مجمع عمومی خود تشکل نیست. بلکه جلسه عمومی یک واحد است که در آن اعضای شرکت کننده علیرغم اظهار نظر در زمینه های مختلف، تصمیم گیری میکنند. مثلا مجموعه ی رسمیت دادن به وجود تشکل، انتخابات نمایندگان تشکل و ... حاصل کار مجمع عمومی است.

در این پروسه دو مولفه از اهمیت درجه اول برخوردارند. اول فعالیت آگاهانه و هدفمند فعالین کارگری از همان ابتدای کار، و دوم معلوم و مشخص بودن اهداف، وظایف و کارکردهای تشکل. اعضای تشکل بایستی مفید بودن وجود تشکل که نمادی است از اتحاد آگاهانه کارگران در یک ظرف، را در عمل و طی پروسه ی کار مشاهده نمایند. کارگران بایستی ببینند که تفاوت منفرد بودن و پراکندگی با جمع بودن و فعالیت جمعی تا چه اندازه است و حاصل متشکل شدنشان چه چیزهائیست.

. برای یک تشکل بویژه در شرایط خفقان و سرکوب لازم است تا اتوریته اجتماعی کسب کند. تا بتواند با فضای سرکوب مقابله نماید.

این طرح ساده تشکل سازی در محیط کار، برداشتن گامهای اولیه را منوط به تلاش فعالین کارگری میداند. در شرایط خفقان و سرکوب ایران، طبیعی است که فعالینی که تلاش برای تشکل سازی در محیط کار را در دستور دارند، با موانع متعدد از جمله دستگیری و ممانعت از سوی نیروهای مسلح رژیم مواجه شوند. برای تقابل با این پدیده مناسب ترین راه اینست که فعالین قبل از اینکه هر گام عملی در راستای تشکل سازی بردارند، برای آن مقدمه چینی نمایند. به این معنا که وقتی همه میدانیم که راه تغییر اوضاع به نفع کارگران در سازمانیابی شان است و این تشکل است که به آنان قدرت میدهد، پس حق تشکل حق ماست، لازم است در سطح وسیع و اجتماعی، به زبانزد خاص و عام تبدیل گردد. هر گروهی در جامعه حق دارند که تشکل مناسب خود را بوجود بیاورند. وقتی هر فردی تنها به دلیل اینکه از حق و حقوق طبیعی خود دفاع کرده و یا برای آن مبارزه کرده است ولی دستگیر و شکنجه میشود، لازم است حق آزادی بیان و حق فعالیت، به خواست عمومی همه مردم و اقشار مختلف اجتماعی تبدیل شود، چنین که هر نوجوانی هم همین خواست را خواست فردی خودش بداند.... .

بدینصورت با کار آگاهگرانه از قبل جو و فضایی بوجود می آید که فعالین کارگری در آن مستقیما پیدا نخواهند بود همزمان که تلاش کرده اند تا در فضای بوجود آمده به کار اصلی شان بپردازند.

اگر تشکل سازی به یک نهضت وسیع در سطح شهرها تبدیل شود و توده های وسیعی از آنان حمایت کنند، رژیم جمهوری اسلامی و کارفرمایان نمیتوانند به میل خود هرکاری خواستند انجام دهند.

بعد از چنین آماده کاریهایی، داشتن یک نقشه ی سیاسی این مزیت را دارد که این امکان را بوجود می آورد که این حرکت همزمان در چندین شهر با هم آغاز گردد. حرکت کارگری که از همان ابتداء جمعی و توده ای است و فعالین کارگری در بین انبوه جمعیتی که همان خواستها و مطالبات را دارند، نادیار میشوند... .

وقتی در سطح وسیعی مثلا در سطح یک شهر، انواع تشکل کارگری وجود داشت، نیازها و به قدرت بیشتر تبدیل شدن جامعه کارگری ایران ایجاب میکند تا همه تشکلها در ارتباط با هم باشند و از مجموع نمایندگان تشکلهای مختلف، یک تشکل بزرگتر که در سطح شهر همه کارگران را نمایندگی نماید و بعنوان چتری برای همه تشکلها عمل کند، بوجود بیاورند. کارگران جدا اینکه میتوانند با سهولت بیشتری به خواستها و مطالباتشان برسند، میتوانند در سطح شهر قوانین وضع کنند.

2.3 تشکل سراسری کارگران

تشکل سراسری کارگران ایران از طریق پروسه ای که برای تشکل کارگری در محیط کار و سپس در سطح شهر ذکر شد، امکان پذیر است. نمایندگان تشکلهای شهرهای مختلف میتوانند اقدام به تشکیل سراسری کارگران نمایند. یعنی تشکل سراسری کارگران که بمثابه چتری برای همه تشکلهای محل کار در سطح ایران عمل میکند حاصل حرکت و جنبشی از پایین بوده که همه یا اکثریت قاطع کارگران را در این پروسه دخالت میدهد.

در شکل فوق به صورت ساده ای تشکل سراسری کارگران ایران توصیف شده است. در این مدل حرکت از پایین به بالا است. تشکل سراسری نیز بنوبه خود بعنوان چتری برای همه تشکلهای کارگری در رشته مختلف عمل کرده و در مقابل دولت و کارفرمایان، کارگران را نمایندگی میکند. کل این پروسه بر انتخابات کارگران متکی است.

برخی نکات مهم
1) در خاتمه بر نکاتی که هر کدام میتواند بصورت مجزا نیز پیگیری شوند اشاراتی خواهم نمود.
کارگران به رهبری جمعی احتیاج دارند. جنبشی که به وسیله یک یا چند نفر رهبری شود، از احتمال پیروزی کمتری نسبت به جنبشی خود آگاه- همچنانکه رفیق مجید تمجیدی به طبقه ای برای خود اشاره داشتند- که هر فعالش یک رهبر است، برخوردار میباشد. از همان ابتدا فکر و کار جمعی، دخالت دادن توده های کارگر در امر مبارزه برای بهبود شرایط کار و زیست شان، با یک ساختار دمکراتیک، به این معنا که هم نظرات متفاوت امکان ابراز وجود داشته باشند و هم این تفاوتها در نظرات، تاثیر منفی در امر اتحاد کارگران برای کسب دقیقا آنچه که همه به آن احتیاج دارند و جزو حقوق پایه ای هر کارگری محسوب میشود، نداشته باشد.

این میتواند یکی از نکات علیه سکتاریسم و محدود نگری محسوب گردد. سکتاریسم یعنی مقدم شمردن یا ارجعیت دادن منافع یک گروه یا حزب بر منافع کل طبقه کارگر. تلاش این مقاله این بود بر منافع همه کارگران تاکید کند، به همین دلیل بر این امر تاکید گردید که وجود نظرات متفاوت نبایستی این تشخیص را که چه عملی به نفع همه کارگران است، را به فراموشی بسپارد. به شرطی که فعالین و پیشروان کارگری در راستای نقش خطیری که دارند گامهای عملی و هدفمند بردارند، میتوانند این وضعیت را عوض کرده و گرایشات سکتاریستی را به حاشیه برانند.

2) کارگران برای تغییر این وضعیت فلاکتبار و رادیکال کردن جامعه نیاز به این دارند که ابتدائن به قدرت تبدیل شده باشند. کارگران بی تشکل نمیتوانند به قدرت تبدیل شوند. پس اولین شرط نیرومند بودن اینست که کارگران در سطح هم محلی و هم سراسری صاحب تشکلهای طبقاتی و توده ای خود باشند. تشکلهای که خود آنان در محل و سپس در سطح سراسری درست کرده اند. کارگران متشکل و قدرتمند میتوانند در مقدرات سیاسی کل کشور هم دخالتگر بوده و نگذارند نیروهای رنگارنگ بورژوائی بر اساس منافع خویش کشور ایران را بازیچه دول غرب و بلاخص آمریکا نمایند.

3) ضروریست تا فعالین و پیشروان کارگری اهم فعالیت آگاهگرانه خویش را هم از لحاظ نظری، هم پراتیکی روی مشخصا ایران متمرکز کنند با این هدف که طبقه کارگر ایران به قدرت تبدیل شود. تدبیل شدن به قدرت تنها از طریق متشکل شدن امکان پذیر است. به اینصورت در فردای تحولات سیاسی ایران طبقه کارگر به وزنه ای سیاسی ای تبدیل میشود و از تبدیل شدن به ابزار شدن کارگران بوسیله گرایشات بورژوائی ممانعت بعمل می آورد.

تمرکز نظری و عملی روی ایران از اهمیت فراوانی برخوردار است. ضروریست تا فعالیتها از حالت عام و کلی به فعالیت مشخص و هدفمند ارتقاء یابند. مثلا برای تامین کردن و اشاعه آگاهگری در بین کارگران لازم است شعارهای متناسب با آن به پرچم مبارزاتی کارگران تبدیل شود. شعار «کارگران ایران متحد شوید» شعار مهمی است که همین هدف را نشانه میگیرد. سنتا شعار «کارگران جهان متحد شوید» شعار کلاسیک کارگران و نیروهای سیاسی مدافع حقوق کارگران بوده است.

بیایید در این مورد اولولیت و چند و چون شعار «کارگران جهان متحد شوید» مقداری بحث کنیم. شعار چیست؟ و اهمیت آن در چه هست؟ در شرایطی که توازن طبقاتی در سطح بین الملل به نفع کارگران نچرخیده است، در شرایطی که کارگران جهان فاقد انترسیونال بین المللی خود هستند، در شرایطی که احزاب سوسیال دمکرات که امروز با ذره بین بایستی دنبال تفاوتهای آنها با احزاب دست راستی بود اما مسلط به اتحادیه های کارگری در اروپا هستند و در خیلی موارد مجری سیاستهای لیبرالیستی و رفرمیستی احزاب سوسیال دمکرات هستند، در شرایطی که کارگران ایران خود از صف متحد و متشکل برخوردار نیستند، و سوالات دیگری از این قبیل، چگونه شعار «کارگران جهان متحد شوید» متحقق میشود؟

قاعدتا و منطقا بایستی در پس هر شعاری تحلیلهائی وجود داشته باشد. تحلیل متحقق شدن شعار «کارگران جهان متحد شوید» چیست؟

تحلیل من اینست:
شعار « کارگران جهان متحد شوید» یک شعار ستراتژیک است و تحقق آن به فراهم شدن زمینه های مادی آن وابسته است. زمینه مادی در این رابطه به چه معناست؟ زمینه مادی یعنی اینکه کارگران در همه کشورها در مرحله اول متحد و متشکل شده باشند، سپس از طریق نمایندگان تشکلهای کارگری کشورهای مختلف، انترناسیونال بین المللی کارگران بوجود آید و شعار کارگران جهان متحد شوید، شعار آن انترناسیونال بین المللی کارگران است که آنوقت همه کارگران را برای اتحاد سراسری تر یا در سطح بین المللی فراخوان میدهد. در آن شرایط شعار «کارگران جهان متحد شوید» متناسب و بامسماء خواهد بود. در غیر اینصورت، و در شرایط فعلی با این همه موانع و مشکلات، شعار «کارگران جهان متحد شوید» آنقدر کلی است که از مفهوم طبقاتی خود خالی میشود.

برای تحقق شعار «کارگران جهان متحد شوید» ابتدا بایستی «کارگران ایران متحد شوید» متحقق شده باشد. کارگران ایران، که به طبقه ای آگاه و متشکل ارتقاء یافته اند، اولین کارشان ایجاد مناسبات و برقرار کردن رابطه رفقاقت و دوستی با رفقای خود در کشورهای پیرامونی یعنی ترکیه، عراق، پاکستان و افغانستان برخواهند آمد. شبکه ای مرتبط و نزدیکی بوجود میآورند تا در پرتو آن ، کارگران این کشورها بتوانند یار و پشتیبان همدیگر در امر مبارزه شان باشند.

وقتی هنوز طبقه کارگر ایران پراکنده است و در وضعیت اسفناک زیستی و کاری بسر میبرد، شعار«کارگران ایران متحد شوید» زمینی تر، واقعی تر و نزدیکتر است تا شعار به کلی «کارگران جهان متحد شوید».

یا شعار « نان، مسکن، آزادی» میتواند و از این پتانسیل برخوردار است تا علیه فقر کمر شکن در ایران به شعار ورد زبان هر انسانی حتی نوجوانان تبدیل شود. درک این مسئله حداقل برای موافقین رابطه بین رفرم و انقلاب بایستی مشکل نباشد که پیشروی مبارزه طبقاتی در ایران در گروه اینست که کارگر در مرحله اول دغدغه تامین نان، مسکن و آزادی را نداشته باشد. کارگر بیکار، تهیدست و بی حقوق در مرحله اول انروژی اش صرف این میشود که برای خود و خانواده اش نانی بدست آورد. وقتی نان فراهم نباشد همه تقلاها حول برآورد کردن این خواست دور میزند. مثال: تاریخ بیش از 30 سال کار و زندگی کارگران در ایران.

پس شعارهای «کارگران ایران متحد شوید» و «نان، مسکن، آزادی» جزو شعارهای محسوب میشوند که کارگران ایران را به مقصد نزدیکتر میکنند، یعنی فرمولی برای آگاهگری و تشکل یابی طبقه و پراتیک مشخص و هدفمند و به دلایل زیاد، سزاوار اینست که به شعارهای مبارزاتی کارگران در اول ماه مه ها و هر تجمع دیگری تبدیل گردند.

در خاتمه
تلاش این مقاله این بود تا بصورت خلاصه نکات مهمی از نظراتم در رابطه با تشکل کارگری در محیط کار و در سطح سراسری را در اختیار بگذارد. انتظار اینست که این نظرات با دید انتقادی مورد مطالعه فعالین قرار گیرند، حول مسائل مربوط به شکل و شیوه تشکل یابی کارگران به بحثهای نتیجه داری برسیم تا بتوان به بوجود آوردن نهضتی عینی حول ایجاد تشکلهای کارگری ابتدا در محیط کار و سپس در سطح سراسری کمک کرد.

کارگران ایران متحد شوید!