شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

درباره شرکت کومه له در کنگره ملی کرد
(٢)

نویسنده: بهروز ناصری
١٥ آگوست ٢٠١٣


مخالفین شرکت کومەله، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در کنگره ملی کرد، از منطق ونگرش منسجم نسبت به این عمل کومەله برخوردار نیستند. آنان میخواهند از یاد ببرند که کومەله در دو عرصه مبارزه طبقاتی ومسئله ملی درگیر مبارزه است. به دلیل همین دخالتگری در دوعرصه مبارزاتی دخالت دارد. حزب کمونیست ایران از سویی در تلاش است تا قطب چپ را تقویت نماید وبا مجموعه ای از أحزاب وسازمانها در ارتباط است، از سوی دیگر کومەله در کنگره ملی کرد شرکت کرده است وبا احزاب ناسیونالیست رابطه دارد.
این شرکت کردنها در دو عرصه، یعنی با سازمانهای چپ وبا ناسیونالیستها، به دلیل دخالت عملی در دو جنبش، طبیعی است. آیا نشست وارتباط کمونیستها با ناسیونالیستها مجاز است؟ پاسخ این سوال یک بلی یا خیر ساده نیست. بلکه بستگی دارد. همچنانکه ناسیونالیسم ملت تحت ستم با ناسیونالیسم ملت بالا دست، علیرغم بورژائی بودنشان، تفاوتشان در اینست که به همان اندازه که ناسیونالیسم ملت ستمگر حافظ تمامیت ارضی ایران هستند، ناسیونالیسم ملت تحت ستم حافظ تمامیت ارضی نیست. «حفظ تمامیت ارضی» آن نکته ایست که خیلی از جریانات مثل سلطنت طلبان، مشروطه خواهان، اصلاح طلبان وجمهوری اسلامی را بهم وصل میکنند.
اگر معیارهایی برای دمکرات بودن وجود داشته باشند، یکی از آن معیارها مواضع یک گروه در رابطه با «تمامیت ارضی» ایران است. جریان یا گروهی که جانانه از تمامیت ارضی ایران دفاع میکند، دمکرات با همان تعبیر لیبرالیسم کلاسیک که حداقل به حقوق افراد احترام میگذارد، نیست. بلکه جریان مستند ودیکتاتور مآبی تشریف دارند که از همین امروز تهدید میکنند وتیغ خود را به مردم نشان میدهند.
منتقدین شرکت کومەله در کنگره ملی کرد، در نقد شرکت در کنگره ملی کرد، به پیشینه احزاب ناسیونالیست کرد اشاره میکنند و میگویند کمونیستها نبایستی همراه با این ناسیونالیسیتها که برنامه ریز اصلی این کنگره بوده اند، شرکت میکرد و ... .
اگر این منطق را قبول کنیم، بایستی با شعار «جنگ، جنگ تاپیروزی تا آخرین نفر» پیش برویم و حتی مقابل خیلی از مذاکرات علامت سوال بگذاریم.
سوال اینست که چرا در ١٩١٨ لنین خواستار صلح با آلمان میشود و در این رابطه تیمی به رهبری تروتسکی برای صلح با آلمان سازمان میدهد. در روسیه ای که انقلاب اکتبر روی داده است و قدرت سیاسی بدست شوراها و بلشویکهاست و برای پیروزی نهایی بلشویکها منتظر بوقوع پیوستن انقلابات در اروپا بودند، تا به کمک طبقه کارگر روسیه بشتابد و بدان وسیله ساختمان سوسیالیسم را تکمیل کنند، صلح بلشویها با آلمان برای پایان دادن به جنگ، چه معنا و مفهومی داشته است؟ مگر آلمان کشوری امپریالیستی نبود؟ چرا کمونیستها خواستار صلح با یک کشور امپریالیستی میشوند و در آن رابطه با کشور متخاصم سر میز مذاکره می نشینند؟
یا مثال مذاکرات بین فلسطینی ها و اسرائیلیها. چرا کشورها و نیروهای متخاصم از طریق مذاکره در صدد حل اختلافات خویش هستند؟ و...
این مثالها هرچند از نظر سوری بی ربط به موضوع بنظر برسند، اما میتوان استنتاجات متدولوژیک از آنها داشت. بلشویکها برای حفظ و نگهداری از آنچه بدست آوردند، ناچار به صلح با آلمان میشوند. بلشویکها و شخص لنین تشخیص دادند که اگر صلح نکنند، بدنبال آن همه ویرانیها و قحطی های ناشی از جنگ جهانی اول، نگران از دست دادن آنچه با انقلاب بدست آورده بودند، بودند. پس اگر حفظ حکومت شوراها به قیمت قبول کردن مقداری تحقیر و خفت هم باشد، بهتر است تا از دست دادن یک دستاورد بزرگ.
این تشخیص ها و تصمیمها از نیروهایی برمی آید که دخالتگر جنبشهای اجتماعی هستند. شعار حزب کمونیست ایران و کومەله «جنگ، جنگ تا پیروزی تا آخرین نفر» نیست.
کسب آگاهی توده ها اغلب از طریق تجربه است. از نظر تئوریک این اشکال دارد. زیرا نااگاهی و توهم را در خود میپروراند. نمونه این ادعا، ناآگاهی و توهم مردم ایران به جمهوری اسلامی در همان اوایل انقلاب بود.
امروز که کومەله یکی از شرکت کنندگان کنگره ملی است، اگر حتی در آینده، کنگره ملی کرد به اهداف خود نرسد، یا کومەله از آن بیرون بیاید و یا بماند، در هر حالت احتمالی، کومەله ضرر نمیکند. توضیح علنی رویدادهای کنگره، موانع و یا توافقات آن و غیره، میتواند نفوذ کومەله در جنبش کردستان را بیشتر کند.

مندرج در نشریه مبارزه طبقاتی شماره ١٣