شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

هراس اپوزیسیون بورژوایی از گسترش مبارزات توده ها علیه جمهوری اسلامی ایران

نویسنده: بهروز ناصری
2 آگوست 2009


امروزه و با گسترش مبارزات و اعتراضات توده ای علیه جهموری اسلامی چهره واقعی احزاب و جریانات بورژوایی که در دوره ای خود را زیر دیکتاتوریت و سرکوب عریان جمهوری اسلامی پنهان کرده بودند، روشنتر عیان میشود. احزابی که خود افشاگر ماهیت طبقاتی خویش اند و در طول سه دهه حاکمیت مستبدانه و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، همواره مدافعین جمهوری اسلامی بوده و در کنار آن ایستاده اند. حزب توده و فدائیان اکثریت از جمله این احزابند.

نظریات و عملکرد کنونی طیف توده ای- اکثریتی یاد آور نقش و جایگاه این طیف در دوران انقلاب 57 است، آنزمان که این طیف با ضد امپریالیست نامیدن خمینی و جمهوری اسلامی در کنار آنان قرار گرفتند، و در تمام لحظات دوران بعد از انقلاب از این رژیم سرکوبگر دفاع کردند، شعار « مسلح شدن سپاه پاسداران به سلاحهای سنگین» سر دادند و تحت لوای مبارزه با « ضد انقلاب»، پا به پای پاسداران اسلامی و وزارت اطلاعات رژیم اسلامی به شناسائی نیروهای انقلابی طیف چپ و سوسیالیست مشغول شدند.

طنز تلخ تاریخ این بود که این جمهوری اسلامی بود که به دلیل ماهیت ددمنشانه ، سرکوبگرانه و ضد کمونیستی که داشت به این مدافعین پرشور و بی اجر و مواجب هم رحم نکرد و در یورشهای وحشیانه ای که این رژیم درنده خو، علیه احزاب مخالف و بویژه سازمانهای چپ و کمونیست تدارک دید، تعداد زیادی از همین طیف توده ای و اکثریتی را نیز دستگیر و سپس به جوخه های اعدام سپرد.

اینکه این طیف از تاریخ سه دهه اخیر ایران و سرکوبگریهای جمهوری اسلامی هیچ درسی نگرفته و اوضاع سیاسی کنونی ایران، که از یکسو عبارت باشد از تشدید کشمکش جناحهای حکومتی و از سوی دیگر چشم انداز گسترش مبارزات اجتماعی علیه کلیت جمهوری اسلامی، آنان را دگر بار به همان نقش و جایگاهی که بعد از انقلاب 57 در رابطه با دفاع از جمهوری اسلامی داشتند، قرار داده است، معرفتی نبوده بلکه معرف و مشخصه ماهیت بورژوایی آنان است. مسئله این نیست که طیف توده- اکثریت در دوران انقلاب 57 وابسته به شوروی سابق بودند. اما وجود این طیف در ایران و اینکه آنان به مبلغین جمهوری اسلامی تبدیل شدند نشانه ای از سیاستهای امپریالیستی شوروی سابق بود که در بطن جنگ سرد و رقابتهای قدرتهای امپریالیستی شرق و غرب، احزابی را شکل میدادند که برای حفظ منافع خود، آنان را به مجیز گویی دولت حاکم در کشوری که بزعم آنان میخواستند تا آن کشور را بسوی خود بکشانند و به آن ترتیب حیطه نفوذ کشورهای تحت سلطه شوروی را گسترش دهند.

شوروی سابق مضمحل شد، ولی طیفی که منشاء اش همان خواستگاه بود را در ایران بجای گذاشت. طیفی که تماما در کنار جمهوری اسلامی و مدافع و مبلغ آنست. طیفی که همین امروز و بعد از سه دهه به نیروهای انقلابی و کمونیست پرخاش میکند و مبارزات اجتماعی و اعتراضات اخیر در شهرهای بزرگ ایران را به همان روایتی عرضه میدارند که میر حسین موسوی و محمد خاتمی ارائه میدهند. طیفی که برای نشان دادن تعلق خود به جناح اصلاح طلب جمهوری اسلامی با لباس سبز که معرفه طرفداران آن سید بزرگ اصلاح طلب و رئیس جمهور قبلی جمهوری اسلامی است خود را می آرایند و همردیف طرفداران میر حسین موسوی امضاء کننده آن لیستی هستند که احمدی نژاد را رئیس جمهور خود نمیدانند.

اعتراض طیف توده – اکثریتها علیه جمهوری اسلامی نیست، بلکه تمام رادیکالیسمشان به اعتراضاتی خلاصه میشود که امثال موسوی و خاتمی و کروبی علیه احمدی نژاد و شخص خامنه ای دارند. این طیف مذکور اعتراضشان علیه وجود سپاه پاسداران و سایر نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی نیست، بلکه اعتراضشان اینست که سپاه پاسداران با مقابله کردن و سرکوب تظاهراتهای توده ای در تهران و شهرهای دیگر اعتماد مردم نسبت به این ارگان سرکوبگر را کاهش داده است.

به اعتبار اینکه جناح اصلاح طلب رژیم اسلامی ایران، از مدافعین خردمند تر ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی هستند ؛ چون آنان نسبت به بیزاری عمومی علیه کلیت جمهوری اسلامی واقفتر بوده و خطر سقوط کل نظام را بهتر از جناح دیگر درون حکومت حس کرده اند ، اهم تلاش آنان برای به کنترل در آوردن و خنثی کردن مبارزات و اعتراضات اجتماعی مردم علیه جمهوری اسلامی است. به اعتبار اینکه جناح اصلاح طلب درون رژیم اسلامی هدفش حفظ جمهوری اسلامی و قوانین اسلامی است و تمام سخنگویان اصلی این طیف اینرا با صدای بلند فریاد میزنند.

به اعتبار فاکتهای فوق، طیف توده ای – اکثریتی که به سخنگوی جناح اصلاح طلب تبدیل شده است، اهداف سیاسی- تبلیغی این طیف تحکیم موقعیت کلیت جمهوری اسلامی است و اختلافات این طیف در رابطه با جمهوری اسلامی، در چهارچوب اختلافاتی است که جناحی از این رژیم علیه جناح دارد.

طیف توده ای – اکثریت در جدال بین جناحهای حکومتی در کنار اصلاح طلبان حکومتی ایستاده و از موسوی بعنوان چهره انقلابی یاد میکنند و در تمام دلنگرانیهای که سران جمهوری اسلامی در مورد « عدم اعتماد مردم به نظام» و « لکه دار شدن چهره سپاه پاسداران» خود را شریک میدانند واطلاعیه های که اصلاح طلبان حکومتی صادر میکنند قبل از هر جای، در مطبوعات و رسانه های این طیف منعکس میشوند.

رادیکالیزه شدن مبارزات توده ای علیه همه جناحهای جمهوری اسلامی، مبارزه علیه طیف توده ای- اکثریتی ها را هم شامل میشود. همان نقشی که این طیف در اوایل انقلاب 57 در رابطه با تحکیم موقعیت جمهوری اسلامی ایفاء کردند، امروز هم در شرایطی که کارگران و توده های محروم بیزاری خود از این سیستم را آشکارا بیان میدارند، با توهم پراکنی نسبت به جناحهای اصلی درون رژیم و تبلیغ یکی از جناحهای درگیر، عملا آن تاریخ ننگین همکاری با جمهوری اسلامی را تکرار میکنند.

در طول سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی، طبقه کارگر و توده های زحمتکش تحت شرایط مشقت بار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زندگی و مبارزه کرده اند. کسب ابتدائی ترین حقوق مستلزم مبارزه ای پیگیر بوده و فعالین کارگری و سیاسی تحت پیگرد قرار گرفته و روانه زندانها شده اند. فعالینی که به جرم بیان و دفاع از خواستها و مطالبات کارگران، دانشجویان و... دستگیر و شکنجه شده اند.

اولین گام در راستای کسب حقوق و داشتن یک زندگی انسانی، از بین رفتن و سرنگونی جمهوری اسلامی است. هیچ ناجی از آسمان نازل نمیشود تا کارگران و توده های تحت ستم را از مصیبتها و مشقات امروزین نجات دهد. هیچ دولت غربی موافق انقلاب توده های تحت ستم علیه جمهوری اسلامی نیست. تنها کارگران و توده های تحت ستم میلیونی با مبارزه شان میتوانند خود را از توقی که جمهوری اسلامی این نماینده و سخنگوی سرمایه و سرمایه داران بر گردنشان آویزان کرده است رها کنند.

رها شدن از دست رژیم سرمایه داری ج.ا. ضرورت سازمانیابی و تشکل را ده چندان میکند. هم تشکل و هم خواست مشخص و روشن سطح کنونی مبارزات توده ای را گامها به جلو سوق میدهد. در اوضاع سیاسی کنونی ایران علم کردن مطالبات :
- حق تشکل و سازمانیابی کارگران و سایر جنبشهای پیشرو اجتماعی،
- جدایی دین از دولت ، و
- آزادی زندانیان سیاسی
مبارزات توده ای علیه جمهوری اسلامی را رادیکالتر نموده و مسیر مبارزات کنونی توده ای را به نفع توده های کارگر و زحمتکش کانالیزه می نماید.

اپوزیسیون بورژوائی از طیف توده – اکثریت تا سلطنت طلبان و احزاب ناسیونالیست در هراس از پتانسیل نهفته در مبارزات از پایین توده ها برای تعیین تکلیف نهایی با مذهب و حکومت مدهبی این مظهر دروغ و ریا و سرکوبگری، با توهم پراکنی و خاک به چشم توده ها پاشیدن، به حفظ وضع موجود برمی آیند،زیرا که با رادیکال شدن هر چه بیشتر مبارزات توده ای طی روند و پروسه در جریان و با اجتماعی شدن خواستها و مطالبات سوسیالیستی کمونیستها ، آنها بیش از پیش به حاشیه رانده میشوند .

مبارزه علیه جمهوری اسلامی و اپوزیسیون بورژوایی مکمل یکدیگرند و شرایط کنونی افشاءگری در هر دو عرصه را برای کمونیستها ضروری میسازد.

♥♥♥