شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

صف خود را جدا کنیم

نویسنده: کاوه دادگری
٣ ژوئیه ٢٠١٣


کارکرد "انتخابات" در رژیم جمهوری اسلامی:

رویداد انتخابات-اعم از گزینش نمایندگان مجلس و شوراها و ریاست جمهوری-همواره به عنوان یک رویداد مهم و "حماسی" دست مایه گزافه گویی ها و دروغ پردازی های سرکردگان رژیم جمهوری اسلامی و دستگاه های مختلف تبلیغاتی آن ،در طول حیات سراسر ستم گری و استبداد سیاسی اش بوده است.انتخابات برای رژیم صحنه و عرصه ای برای بسیج مردم و آمد ورفت ها و انواع زد و بندهای موقت و مشروط و ایجاد حزب ها ، نهاد ها و جمعیت های کاغذی یک بار مصرف و بی پرنسیب و گنده گویی های پوسیده و ارتجاعی می باشد.همه ی این فعل و انفعالات و هدف ها و تقلاها را که کنار هم بگذاریم ،درتمام دوران عمررژیم ،این سه هدف ذیل به نظر ما از اهمیت و تداوم و وزنه بیشتری برخوردار بوده است:

١ – تنظیم روابط درونی دستگاه هیات حاکمه و تقسیم قدرت بین جناح های مختلف و بازتوزیع بعدی سهم هریک از جناح ها در بهره وری از استثمار کارگران و زحمتکشان و سهم بری از ثروت های عمومی
٢ – وجهه ی دموکراتیک و مردمی به خودگرفتن و پوشاندن چهره ی کریه استبداد و ماهیت ضد مردمی و قرون وسطایی سیستم ولایت فقیه.
٣ – به رخ کشاندن مشروعیت رژیم و ایجاد حاشیه امن برای خود در برابر مدعیان داخلی و خارجی .
در این نوشته به اجمال خواهیم دید که این کارکرد در هر سه زمینه اصلی که برشمرده ایم ،به شکست و فروپاشی درغلطیده و از دسترسی به این هدف ها کاملا در ماند ه است.از همین روی روند های دیگری در درون حاکمیت آغاز به پدیدار شدن کرده اند که در انتخابات پیش رو ،این روند ها را به آشکارترین و رسواخیز ترین شکل خود مشاهده می کنیم.

در واقع انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی ،انتخاب یک یا چند گزینه از سوی دارو دسته ها ،باندها و جناح های هیات حاکمه است که به ویژه با روند ضد دموکراتیک و خودسرانه ای که از سوی شورای نگهبان ولی فقیه دنبال می گردد ،از همان قبل از روز نمایش انتخاباتی کلید زده می شود.

تاکتیک خامنه ای(بیت رهبری) و باندهای وابسته در انتخابات:

به منظور جلوگیری از پیامدهای احتمالی ناشی از حضور رقبای متعلق و یا وابسته به سایر جناح ها و باندهای حاکمیت و قدرت در پروسه ی انتخابات،که می تواند هم چون تسلط اصلاح طلبان در خرداد ٧٦ عرصه و میدان تازه ای در مقابل ولی فقیه بگشایدو جنبش توده ای در پس کودتای انتخاباتی ٨٨،ارکان رژیم را به لرزه آورد ،تاکید بر حذف اشخاص قدرتمند و پیشینه دار و مطرح این جناح ها و حضور کم رنگ اشخاص در جه ی چندم و گمنام و بی اثر آنان گردد.

بخش دیگری از تاکتیک خامنه ای در گرایش به سوی شخصیت های درجه ی دو و سه و حاشیه ای ،به عنوان گزینه بیت رهبری ،افزایش حاشیه امنیت اصل ولایت فقیه و سازمان و دستگاه و دارودسته ای است که تحت این ارگان و سیستم حکومتی ،منشا اصلی فساد،ویرانی ،راهزنی و استبداد سیاسی را تشکیل می دهند.با انتخاب چنین اشخاصی به نام مردم و با مهندسی انتخابات و حتی کودتای انتخاباتی،خطر مانور و ابتکار عمل این نهاد برای حاکمیت ولی فقیه و دارودسته های مفت خور روحانی و لومپنیزم گرداگرد حاکمیت که در انواع تشکل های امنیتی،اطلاعاتی،نظامی و سرکوبگر و نیز نهاد های پوپولیستی متورم گردیده اند ،کاهش می یابد.این تاکتیک در انتخابات ٧٦ و ٨٠ به صورت حمایت ضمنی از کاندید رقیب اصللاح طلبان بود که در هردو مورد شکست خورد.

در انتخابات ٨٤ با توسل به تقلب،احمدی نژاد را در مرحله دوم پیروز کرد و در انتخابات ٨٨،از این هم بیشتر ،متوسل به کودتای انتخاباتی شد که کماکان احمدی نژاد را به عنوان یک رذل سیاسی در جای خود ابقا کرد.

این روند نشان می دهد که مردم رای دهنده ،با هر انگیزه ،درک سیاسی، توهم و یا الزامی که برای رای خود قائل هستند،با چه حساسیت معنی داری گزینه های وی را مورد بی اعتنایی و بی اقبالی قرار می دهند و کاندید رقیب را به صرف صف آرایی در مقابل ولی فقیه ،هر چند اکثریت مردم به هم پیوندی و شراکت و مسئولیت همه ی این رقیبان در دفاع از رژیم آگاه هستند،انتخاب می کنند.در انتخابات پیش رو کار ولی فقیه بسیار سخت است!

از سویی خادمان دیروز –احمدی نژاد و دارودسته اش-در مقابل وی ایستاده اند و با سرسختی در مقابل سرنوشت محتوم خود در قاموس بندبازی های "آقا" مقاومت می کنند و از پذیرش نقش یک عامل با تاریخ مصرف معین ابا می ورزند.

اصلاح طلبان و اصول گرایان راست متمایل به غرب-دارو دسته کارگزاران سازندگی ،تکنوکرات ها و مدیران متخصص-درکنار هم و بازهم در مقابل ولی فقیه صف بسته اند.

در اولین گام،شورای نگهبان ولی فقیه نمایندگان درجه اول و مطرح این دو رقیب از قدرت بیرون رانده شده اما قوی،رفسنجانی و مشائی را رد صلاحیت کرد.

ائتلاف سه گانه بیت رهبری-فرماندهان سپاه –باند احمدی نژاد که در انتخابات ٨٤ شکل گرفت ،و بخشی از روحانیت را نیز به دنبال خود کشاند و آخوند مصباح یزدی را سبکسرانه به میدان سیاست دواند تا ناشیانه خواب ها و رویاهای دروغین خودرا به عنوان حقایق آخر زمانی به بازار خرافه روانه سازد ،در این دوره کاملا از هم پاشیده است.کاندید تازه کشف شده آخوند مذکور حتی تایید صلاحیت نمی شود.فراموش نکنیم که باند "جبهه ی پایداری" که یکی از حامیان اصلی احمدی نژاد بود و در کودتای انتخاباتی ٨٨ سرکرده آن یعنی صادق محصولی وزیر کشور بود در این دوره از همدستی خود با آخوند مصباح یزدی سودی نبرده و کاملا از دور رقابت ها خارج شده است.

می توان گفت با به بن بست رسیدن راه کارهای اقتصادی و سیاسی موجود در داخل و خارج کشور،ضرورت برون رفت از این تنگنا به شعار انتخاباتی اغلب این سخن گویان و سرگردگان و کاربه دستان تبدیل شده؛ اما اینکه آنان چه راه حلی را برای مقابله با بحران فعلی پیشنهاد می کنند،چندان اهمیتی ندارد.تا همین جا بر توده های کارگر و زحمتکش و فعالان و پیش روان کارگری ما آشکار گردیده که این دسته جات ،هیچ گونه راه حلی برای فقر و فلاکت و بی حقوقی وستم و استبداد سیاسی و وحشی گری حاکمیت و در راس آن یعنی ولی فقیه ندارند.

اما در شرایطی که ولی فقیه متعصبانه بر طبل "آرمانی بودن" و "متعالی بودن"وضعیت موجود می کوبد ،تغییر ریل رژیم جمهوری اسلامی چه معنایی دارد جز اینکه همه چیز به زیان همین ولی فقیه پیش می رود؟

شاید زود باشد،اما بایستی اشاره کوچکی کرد که به عنوان یک پیش بینی محتمل ،خامنه ای بازنده ی اصلی انتخابات پیش رو خواهد بود.به این نکته جلوتر خواهیم پرداخت.

بورژوازی مسلح و حزب پادگانی:

سپاه پاسداران،یک نیروی شبه نظامی که با ١٠٠٠٠ نیرو در ابتدای جنگ ایران و عراق در جبهه ها حضور یافت و با بخش اطلاعاتی ویژه خود،سرکوب نیروهای انقلابی را در داخل فعالانه دنبال می کرد،اکنون با حدود ١٢٠٠٠٠ نیروی دائمی و تشکیل نیروهای سه گانه زمینی ،هوایی و دریایی و ده ها ارگان موازی و تحت تابعیت دیگر ازجمله مقاومت بسیج با نیم ملیون نفر نیروی داوطلب،بسیج های دانش آموزی و دانش جویی وادارات و ..سپاه قدس و ولی امر و...یک صف آرایی کامل سیاسی نظامی و امنیتی را از ابتدای انقلاب ٥٧ آغاز و تکمیل کرده است.

پس از جنگ و در دوره ی ریاست جمهوری رفسنجانی و فرصت یافت با کاربرد امکانات لجستیکی خود،وارد حوزه ی اقتصادی شود.این پروسه تمام دوران رفسنجانی و خاتمی را به خود اختصاس داد و در دوره ی احمدی نژادعملا و با همدستی ولی فقیه و تقلب انتخاباتی –مهندسی انتخابات-از سال ٨٤ رسما وارد بالاترین حوزه ی اجرایی کشور شد و در انتخابات ٨٨ این مهندسی تا مرحله ی "کودتای انتخاباتی" به پیش برد.در حال حاضر ،با حذف رفسنجانی و مشایی در پیش از نمایش انتخابات،این کودتا را مجددا و این بار به طور زود رس انجام می دهد.

با چنین روند شتاب زده ای از هم اکنون صحنه جدال های آتی و رقبای احتمالی آینده آشکار شده اند.در حقیقت ما هنوز یک گام دیگر با یک سره شدن قدرت در دست این الیگارشی چند سر و تعیین تکلیف با ولی فقیه و خیل آخوندهای پشت سر آن،فاصله داریم.روزهای آینده ما قطعا شاهد نهایی شدن روند دیکتاتوری و آغاز دور تازه ای از سیاست در ایران خواهیم بود.

به طور کلی ما با یک "بورژوازی مسلح" مواجه هستیم که تا اندازه ای حساب خودرا با سرمایه داری ایران مشخص و معلوم کرده و به عبارتی از راس و بدنه ی بورژوازی تاکنونی جدا ساخته است.بی آن که در استنتاج از این روند نوین در سرمایه داری ایران اغراق کنیم براین ملاحظه ی تئوریک نگاهی دوباره می اندازیم که در دوره ای که اکنون عملا آغاز گردیده است،تا آن جایی که به روند یادشده مربوط می گردد ،ابزار سرکوب عملا خود به یک بورژوا استحاله یافته و هرگونه شائبه جدایی و استقلال و خاصیت ابزاری خودرا از دست داده است.

با چنین روند شتاب زده ای از هم اکنون صحنه جدال های آتی و رقبای احتمالی آینده آشکار شده اند.در حقیقت ما هنوز یک گام دیگر با یک سره شدن قدرت در دست این الیگارشی چند سر و تعیین تکلیف با ولی فقیه و خیل آخوندهای پشت سر آن،فاصله داریم.روزهای آینده ما قطعا شاهد نهایی شدن روند دیکتاتوری و آغاز دور تازه ای از سیاست در ایران خواهیم بود.

این امر اگر چه امر انقلاب و سرنگونی و سرکوب ضدانقلاب حاکم را تا اندازه ای مشکل و سخت می نماید و ویژگی خاصی را به آن می بخشد-ابزار سرکوبگر عملا خود،سرمایه دار است-اما نقشه عمل پرولتاریا ی انقلابی را در جریان انقلاب و انکشاف بعدی تا اندازه ای ساده تر می سازد و آن فروپاشاندن ابزار سرکوب و نیز نهادهای مالی و اقتصادی بزرگ وابسته به این دار و دسته ،یک جا و هم زمان است.

تاکتیک کمونیست و کارگران و توده های مردم:

کمونیست ها همواره و به طور خستگی ناپذیر بر امر مداخله گری آگاهانه و سازمان یابی کارگران در همه ی عرصه های اقتصادی،سیاسی اجتماعی جامعه پافشاری کرده و خود در صف اول این مداخله گری و تشکل قرار دارند.این امر بر اساس پی گیری و مبارزه بر سر خواست های مشخص ،واقعی و فوری کارگری آغاز و همه ی عرصه های اجتماعی دیگر را در بر می گیرد.در این قلمرو و با این مداخله گری امر تشکل و سازمان یابی کارگری تامین می گردد.مبارزه طبقاتی بر اساس سراسری کردن مبارزه کارگران برای مطالبات مشترک و فوری و واقعی شکل می گیرد و در چنین فرایندی است که صف مستقل کارگری نمود عینی پیدا می کند.

آگاهی سیاسی و مبانی تبلیغی و ترویجی کمونیستی و کارگری بر مبنای تلاش در ایجاد این صف مستقل انجام می گیرد .افق سوسیالیسم و آلترناتیو سوسیالیستی بر اساس فرارفتن از چار چوپ تنگ و بسته افق های بورژوایی و خرده بورژوایی که در دنیای سیاست خود را به صورت انواع اپورتونیسم و رفرمیسم نشان می دهد،تامین می گردد.

در مقابله با نمایش انتخاباتی پیش رو،کمونیست ها و کارگران آگاه و فعالین جنبش های اجتماعی دیگر ،با افشای ماهیت ارتجاعی و ضد مردمی کلیت نظام با تمام باندهای غالب و مغلوب آن ،هرگونه توهمی را نسبت به بهبود امور توسط این جانیان و اوباشان در پروسه ی و از طریق این گونه انتخاب ها و انتصاب های فاسد و رسوا،افشا می نمایند و همه کارگران و توده های محروم و ستم دیده را به مبارزه متحدانه علیه این دسته جات فرا می خوانند.

بورژوازی و سرمایه داری ایران اکنون در چنان نقطه ای از حیات سیاسی خود در ایران قرار گرفته است که همه ی پوسیدگی ،فساد،توحش و ماهیت ضد مردمی و ضدانقلابی خود را به تمامی ،آشکار کرده است.کمونیست ها و پیشروان و فعالان کارگری در این روز ها بر مبارزات خود خواهند افزود و پرچم مطالبات خود را افراشته تر از هرزمانی و به طور درنگ ناپذیر بر علیه نمایش انتخاباتی و وعده و عید های دروغین و سراپا فریب و دغلکاری این باندها و سخن گویان و کار به دست های باقیمانده های رژیم که درعین حال،هارترین و مرتجع ترین آنان را تشکیل می دهند،به حرکت در خواهند آورد.جنبش های اجتماعی دیگرنیز به تاسی از پیشروان و رهبران کارگری و رهنمودهای کمونیست های انقلابی بایستی صف خودرا یک بار وبرای همیشه از دشمنان مردم،رفرمیست ها و فرصت طلبان و انواع و اقسام بلوک های بورژوایی و خرده بورژوایی داخل و خارج حاکمیت جدا ساخته و به صف واحد سوسیالیستی و انقلاب بپیوندند.امر رهایی توده های کارگر و زحمتکش جز از طریق سرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و از میان برداشتن همه ی ابزارهای امنیتی و نظامی و سرکوبگر آن و تحقق حکومت کارگری ،از هیچ بیراهه و کژراهه دیگری امکان پذیر نیست.

کاوه دادگری
٢٠١٣/٠٦/٠٣