شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

ستیز تبلیغاتی احمدی نژاد با اسرائیل

برگرفته از جهان امروز شماره 160
13 اکتبر 2005


رژیمهای مستبد عادت دارند که در شرایط بحرانی بشیوه ای اذهان افکار عمومی را از توجه به مسائل و مشکلات اصلی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور باز داشته و آنرا بسوی مسائل حاشیه ای تر و غیر موضوعیت دار سوق دهند. این روش شناخته شده هدفش کنترل اوضاع برای غلبه بر مشکلات ناشی از بحران های عمیق است که دامنگیر رژیم هاست.

اظهار نظر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور رژیم اسلامی ایران در چهارشنبه 26 اکتبر 2005 در باره محو اسرائیل بر روی نقشه جهان از این قاعده مستثناء نیست. چنین اظهار نظراتی بیشتر شبیه و یادآور تبلیغات جنگ سرد کشورهای متخاصم علیه یکدیگر است تا واقعیت. اما واقعیت چیست و چرا احمدی نژاد به چنین بلوف تبلیغاتی متوسل می شود؟ آیا واقعا رژیم اسلامی ایران بر علیه اسرائیل وارد یک جنگ نظامی و رودرو خواهد شد تا آنرا بطور کل از روی نقشه جهان محو کند؟

واقعیت اینست که جمهوری اسلامی ایران در دو عرصه داخلی و بین المللی درگیر است. در عرصه داخلی، گسترش روزافزون اعتراضات و مبارزات توده های کارگر و زحمتکش برای کسب مطالبات خویش در زمینه های سیاسی و اقتصادی و در یک کلام، جنبش کارگری، جنبش کردستان و جنبش زنان کل رژیم را بمصاف طلبیده است و در هر مناسبتی فضای سیاسی مبارزات درون ایران را علیه رژیم اسلامی تحت الشعاع خود قرار میدهد. بسته به ابعاد و وسعت این مبارزات رژیم اسلامی در همان حدود وارد عمل شده است، نزدیکترین نمونه مبارزات مردم کردستان در مرداد ماه گذشته علیه رژیم بود. همگی شاهد بودند که چگونه رژیم علیه مردم کردستان دست به لشکر کشی زد و بار دیگر فضای کردستان را میلیتاریزه نمود، یا مبارزات کارگران و تظاهراتهای آرام کارگران به مناسبت اول ماه مه چگونه با مقابله و تعرض نیروهای مسلح رژیم اسلامی مواجه شد. مقصود از ذکر این موارد تاکید بر این نکته است که فضای درونی ایران تاثیر گرفته از مبارزات کارگران و توده های زحمتکش علیه رژیم اسلامی است و گسترده بودن این مبارزات دولت و مجلس رژیم اسلامی را به هراس از عواقب آن انداخته است. کارگران و مردم زحمتکش ایران با یک رژیم تا دندان مسلح و جنایتکار سروکار دارند. اگر توازن قوای طبقاتی به نفع کارگران برگردد، توده های کارگر و زحمتکش ایران یک لحظه از تعیین تکلیف نهایی با این رژیم کوتاهی نمی کنند و در یک انقلاب اجتماعی بساط ننگین رژیم اسلامی را جمع می کنند.

در عرصه بین المللی، جدال بر سر تکنولوژی هسته ای، دخالت در امور عراق و تقویت شیعیان این کشور و تقویت تروریسم از طریق حمایت مالی و تسلیحاتی به جریانات حزب الله در لبنان و فلسطین و عراق از جمله مواردی هستند که فشار دول غربی بر رژیم اسلامی را افزایش داده است.

اظهار نظر محمود احمدی نژاد در مورد نابودی اسرائیل علیرغم اینکه تا چه اندازه واقعی باشد، در بطن فشارهای داخلی و خارجی که به رژیم وارد می اید قابل بررسی هست، این تاکتیکی است برای بسیج و ارزیابی از نیروهای « خودی» رژیم ومشاهده عکس العمل ها ، نظریه جنجالی احمدی نژاد در مرود اسرائیل قبل از هر چیز این هدف را نشانه گرفته است که توجه ها را از موضوع غنی سازی اورانیوم و تکنولوژی هسته ای ( وسپس تولید سلاح های هسته ای) به موضوع غیر واقعی تر دیگری جلب کند، تا در این میان فرصت بهتری برای پیگیری غنی سازی اورانیوم بدست آورند.از سوی دیگر این نظر تاکتیکیاین هدف را هم در خورد دارد تا برآوردی از نیروهای خودشان داشته باشند و اوصاع را بسنجند تا دریابند که در موقع لزوم کارآیی بکارگیری آن نیرو و وسعت آن تا اندازه است.

اوضاع داخلی و بین المللی که امروز جمهوری اسلامی ایران در آن قرار دارد طوری نیست که با شروع جنگ با اسرائیل ( بعنوان یک احتمال) بتواند موفق از آن بیرون بیاید و جمهوری اسلامی این ریسک را به قیمت تمام حاکمیت خود تمام می شود را انجام نمی دهد.

از طرف دیگر، اسرائیل علیرغم اینکه از نظر جمعیت و وسعت کشور کوچکی محسوب می شود، اما از نظر نظامی کشور قدرتمندی است. در جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل کهتاریخ 5 ژوئن 1967 شروع شد، اسرائیل سه کشور عرب مصر، سوریه و اردن را شکست داد و آن سه کشور را که شعار نابودی و با قصد از بین بردن اسرائیل وارد جنگ با آن کشور شدند، نتوانستند به مقاصد خود برسند، حالا هر اسنانی می تواند این سوال را بنماید که چگونه است که جمهوری اسلامی سرتاپا بحران و معضل می تواند مقاصد سه کشور عرب در نیمه دوم دهه شصت میلادی را به واقعیت تبدیل کند. همچنانکه قبلا اشاره شد، احمدی نژاد یک بلوف تبلیغاتی را به مقاصد دیگری راه انداخته است و تا همین جا این عکس العمل های سریع را از جانب شورای امنیت سازمان ملل، شخص کوفی عنان و دولتهای اروپائی و حتی کشورهایی که در رابطه اقتصادی با رژیم اسلامی هستند باعث شده و همه آنرا محکوم کرده اند.

برای کمونیست ها و هر انسان مدافع حقوق کارگر، افشای اهداف، تاکتیکها و مقاصد خونین رژیم اسلامی یکی از وظایف مبرم روز است. در این تردیدی نیست که دولت اسرائیل در قبال مردم رنجدیده و زحمتکش فلسطین، دولتی اشغالگر و جنایتکار است. واقعی ترین راه حل پایان دادن به بی حقوقی های مردم فلسطین این است که اسرائیل نیروهای خود را به مرزهای قبل از 1967 برگرداند، دولت فلسطین برسمیت شناخته شود و احزاب اسلامی مسلح و حزب الله خاع سلاح شوند، دیوار بین مردم فلسطین و اسرائیل برداشته شود و این مردمان بتوانند فارغ از تهدیدات دولت اسرائیل و احزاب اسلامی به کار و زندگی در کنار یکدیگر ادامه دهند.

مسئله اینست که تحقق این آلترناتیو ربطی به رژیم اسلامی ایران ندارد و اگر دولتهایی بخاطر کشتار مردم بیدفاع محکوم شده و به پای میز محاکمه کشانده شوند، جمهوری اسلامی در کنار دولت اسرائیل از جمله آن دولتها هستند.