شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

سخنی در باره جنبش دانشجویی

برگرفته از جهان امروز 75
28 دسامبر 2001


جنبش دانشجویی بار دیگر زیر ضرب نیروهای انتظامی و مسلح رژیم اسلامی قرار گرفته است. دانشجویانی که در سخنرانی خاتمی در دانشگاه تهران به آکسیون می پردازند، مورد هجوم نیروهای مسلح قرار میگیرند و تعدادی از آنها دستگیر می شوند. در مطبوعات ایران عدم توجه حاکمیت به صدای دانشگاهیان را بعنوان زنگ خطر اعلام میکنند و اخیرا در نامه ای که به امضای آقای حشمت طبرزدی در سایتهای انترنتی درج شده ایشان خطاب به دانشجویان اصلاح ناپذیری رژیم و شکست برنامه ی اصلاحات خاتمی را تازه دارند گوشزد می نمایند. در همان حال بحث حول انفعال و یا رکود جنبش دانشجویی به تم مباحثات و گفتگوهای مطبوعاتی تبدیل می شود.

قبلا طی مطلبی در جهان امروز شماره 67 تحت عنوان « مصافهای دانشجویی» مولفاتی مورد اشاره قرار گرفته بودند که به مبحث کنونی کاملا مرتبط است. در آن مقاله به تئوریزه کردن حرکتهای دانشجویی تحت لوای « تعریف خود» و همچنین تبدیل کردن حرکتهای دانشجویی به اعتراضات اجتماعی پیشرو از طریق اتحاد با جنبش کارگری و دفاع از خواستهای کارگران تاکید شده یود( به اصل مقاله رجوع شود). در هیچ جایی جنبش دانشجویی ، یک جنبش یک نوع و همدست نبوده است، بلکه همواره گرایشات گوناگون سیاسی بنحوی ابراز وجو کرده اند، که یک یا چند گرایش از نفوذ بیشتری برخوردار گردیده اند. آنچه امروز بعنوان رکود و یا انفعال جنبش دانشجویی عنوان میشود را می توان از چند زاویه ترجمه و معنی کرد:

اولین آن اینست که وضعیت غالب بر جنبش دانشجویی را یک نمونه امپریک از محدودیتها، تناقضات و بن بستهای آن گرایشی دانست که از طریق مماشات با رژیم دنبال تغییرات در جامعه میگردد، دومین ترجمه را می توان به دوران و شرایط اقتصادی و سیاسی که مردم و کارگران ایران تحت آن زندگی میکنند مرتبط دانست، دوره ای از عقب نشینی برای صیقل دادن بهتر چه باید کردهای آینده... . شرایط کنونی از جهات مختلفی برای چالشهای تئوریک و پراتیک موثر برای دانشجویان سوسیالیست و آزادیخواهان معترض به سیستم موجود، مناسبتر از گذشته است. به پیشانی کارگران و مردم ایران فلاکت و بدبختی نوشته نشده است و این اوضاع قابل تغییر است. دانشجویان سوسیالیست می توانند مستدلا( از لحاظ نظری) نشان دهند که نفس وجود جمهوری اسلامی با هر نوع آزادیهای سیاسی و حقوق جهانشمول انسانی در تناقض است. به برکت گرایش راست ارتجاعی و لیبرالیسم در سطح جهانی آنچه امروز در رابطه با نحوه ایجاد تغییر جامعه مسلط است تغییرات جزئی و تدریجی( اولوسیونیسم) در تقابل با تغییرات ریشه ای و رادیکال( انقلاب) است.

اوضاع فلاکتبار امروز و راه چاره برون رفت از این اوضاع هم در سطح ایران و هم سطح بین المللی، بار دیگر اعتبار و ارزش انقلاب را باز می گرداند. اما روشن است که هر نوع انقلابی قابل دفاع نیست. نمی توان از زاویه سوسیالیستی از خیزشها و شورشهایی که اعاده نیروهای ارتجاعی مذهبی و یا برگشت اوضاع سابق را هدف قرار داده باشند؛ حمایت کرد. در سطح کنکرت، انقلاب علیه کلیت جمهوری اسلامی تنها راه علاج برون رفت از این شرایط فلاکتبار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که به کارگران ومردم ایران تحمیل شده است. یکی از ضعفهای انقلاب 57 این بود که بهمان نسبت که مردم و کارگران ایرات علیه مونارکی ایران قاطع و روشن بپا خواسته بودند، تصویر روشنی از نوع حکومتی بعد از سقوط شاه نداشتند... .

امروز دانشجویان سوسیالیست و مبارز می توانند در این زمینه ( نوع حکومت آینده) سهم بسزایی داشته باشند. اما دوباره ضروریست که تاکید شود، که تمام دانشگاهها و دانشجویان، جزئی از یک کل بزرگتر را تشکیل میدهند که بدون ارتباط و همبستگی دانشجویان سوسیالیست و اهل علم با جنبش کارگری و دفاع از خواستهای کارگران، خطر آوانتوریسم و ولونتاریسم می تواند فعالیتهای آنان را تهدید و تحت الشعاع قرار دهد. مادیت بخشیدن به تئوریهای انقلابی در گرو اجتماعی شدن آن تئوریها است، و اجتماعی شدن تئوریهای انقلابی نیز مستلزم رابطه نزدیک و وحدت با طبقه کارگر و توده های زحمتکش است.

در شرایط امروز ایران جریان اصلاح طلب درون رژیم کپی جریان راست و لیبرال در سطح جهانی است. اینها با هر اختلافی هم که با جناح محافظه کار داشته باشند، بر سر اصلی ترین مسائل: مجمله به میدان آمدن توده های مردم و کارگران برای کسب حقوق خویش، ممانعت و تقابل با اعتراضات کارگری و خنثی کردن آنها....، در یک کلام رادیکالیزاسیون جامعه جهت تغییر این اوضاع با جناح مقابل کاملا متحد و یکدست عمل میکنند. اگر در تئوریهای لیبرالیسم کلاسیک مذهب امر شخصی و مجزا از دولت تلقی می شود برای این آقایان بعنوان یک داده( که تامین کننده منافع مادی آنهاست) در جامعه ایران نگریسته می شود. جریان لیبرال حکومتی با تمام قوا برای حفظ وضع موجود با جناح محافظه کار متحد می شود. آنها حتی در مقابل دستگیری و زندان اعضای مجلس خودشان نیز مماشات و سازش با جناح دیگر را بر یک تظاهرات توده ای که ارکان رژیم به لرزه درآورد ترجیح میدهند. جناح لیبرال حکومتی یک گرایش بازدارنده( برای تغییر اوضاع) و ارتجاعی را نمایندگی میکند.

آقای حشمت طبرزدی خیلی دیر و بعد از 23 سال متوجه اصلاح ناپذیری این رژیم و شکست جناح اصلاح طلب شده اند. در تاریخ اروپا از قرون وسطی بنام« دوران تاریک» یاد می شود، آن ازمنه ای که مذهب مسیحیت و کلیسا از قدرت بلامنازعی برخوردار بوده اند. مبارزات چند صد ساله در قالب انقلابات عظیم قدرت مذهبی از دوران رنسانس به این سو، مسیحیت را از قدرت بر مال و جان انسانها به پدیده ای خصوصی و شخصی انسانها مبدل می نماید. و همین پیشرفت بس بزرگی برای این جوامع تلقی می شود.

تاریخ ایران تاریخ پر مباهاتی نیست. بغیر از مقاطع خیلی کوتاهی در تاریخ ایران که بدوران کوتاه انقلاب مشروطه و انقلاب 57 برمیگردد، که حکومت مرکزی از قدرت کافی برای مهار آزادیهای سیاسی آنزمانها برخوردار نبوده اند، والا اکثرا این استبداد و کشتار، خفقان و زندان، استثمار و فرهنگ عقب مانده و تعرض به حقوق اقتصادی- سیاسی انسانها صفات مشخصه حکومتهای سلطنتی و اسلامی را تشکیل داده است... . جنبش دانشجویی بنا به موقعیتی که داراست می تواند در اتحاد با جنبش کارگری در جهت نفی شرایط موجود و نفی فاکتهای منفی کنونی، بشیوه ی موثر در شکل دادن به اوضاع سیاسی جدید و رادیکال و بوجود آوردن شرایطی دیگر با فاکتهای مثبت نقش ایفا کند... .

مسئله اینست که برای طی کردن این دوره و شروع یک دوره فعال، بحش آگاه و سوسیالیست جنبش دانشجویی تلاش برای نفوذ خود هر چه گسترده تر و سازمانیافته را در دستور خود داشته باشد. آنگاه که پرسپکتیو سوسیالیستی ناظر بر حرکات و اعتراضات دانشجویی گردد، جنبش دانشجویی نه فقط از هر توهمی نسبت به جناحهای رژیم اسلامی، بلکه از گرایشات لیبرالی هم که نقشی جز ترمز اعتراضات علیه رژیم اسلامی ندارند هم حتی عبور میکند... .