شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

تاکتیکهای جمهوری اسلامی

نویسنده: بهروز ناصری
4 اکتبر 2009


روز پنجشنبه دیدار و مذاکره جمهوری اسلامی و سران 5+ 1 در پشت درهای بسته در ژنو انجام گرفت. بدنبال اتمام این مذاکرات، هیچکدام از طرفین ابتدا بطور مشخص موضوع گفتگوها را بیان نکردند، اما هر دو طرف، مذاکرات را مثبت اعلام کرده و طبق گفتگوهای طرفین در اواخر ماه اکتبر، دیدار و مذاکره سران کشورهای درگیر دوباره از سر گرفته میشود.

اشاره نکردن به محتوای مذاکرات بویژه از سوی جمهوری اسلامی، نشانه شکست جمهوری اسلامی در این مذاکرات، در رابطه سیاستهای از پیش اعلام شده آنان است. « محمود احمدی‌نژاد، از زمان اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بارها مسئله پرونده هسته‌ای ایران را «تمام‌شده» خوانده و گفته بود که به هیچ وجه حاضر به مذاکره در این باره نیست. »( نقل از رادیو فردا). در صورتیکه عمده ترین موضوع گفتگوها بین جمهوری اسلامی و سران 6 کشور اتفاقا همان « مسئله هسته ای ایران» بوده است. طبق خبرهای همین منبع « همچنین به گفته یک مقام آمریکایی در این گفت‌وگوها، این توافق اصولی حاصل شد که ایران بخش عمده ذخیره اورانیوم غنی‌شده خود را برای پالایش به روسیه ارسال کند.».

در شرایطی که در این دوره کشورهای آلمان، فرانسه و انگلیس برخلاف آمریکا، در مقابل جمهوری اسلامی گارد نسبتا محکمتری گرفته بودند، امروز نسبت به این مذاکرت ابراز خشنودی میکنند. یا در واقع همه آن دول و منجمله جمهوری اسلامی از نتیجه مذاکرات ابراز رضایت میکنند. .. .

سوال اینست که مسئله چیست که طرفین درگیر ، همه - نتایج مذاکرات را مثبت ارزیابی میکنند؟ اگر کشورهای بزرگ اروپایی فکر میکنند که آنان در مذاکرات پیروز شده اند و تنها منتظر عملی شدن نتایج مذاکرات از سوی جمهوری اسلامی هستند، پس، تفسیر آن اینست که، در مذاکرات پشت درهای بسته ، و برخلاف مواضع احمدی نژاد و همه مسئولیت جمهوری اسلامی رو به مردم، در این مذاکره جمهوری اسلامی شکست خورده است.

جمهوری اسلامی شکست خورده است، اما میخواهد شکست خود در این مذاکرات را آبرومندانه و طی پروسه به انجام رساند، چنین که وجه خود را از دست نداده و بتواند در کشمکشهای درون کشوری ، دوباره مستمسکهای برای تعرض و سرکوب جنبشهای آزادیخواهانه و معترض را در دست داشته باشد. و از سوی دیگر بتواند چند صباحی به حیات ننگین و جنایتکارانه خود ادامه دهد. جمهوری اسلامی هر چند میخواهد به سلاح اتمی دست یابد، اما امروز ادامه حاکمیت خود را فدای دست یابی به سلاح هسته ای نمی کند، بویژه در شرایطی که در داخل ایران با اعتراضات توده ای وسیع و جنبشهای اجتماعی معترض روبرو است.

هدف این مقاله ، نه ادامه تفسیر مسائل فوق ، بلکه سخن در باره آن تاکتیکهای است که جمهوری اسلامی و مسئولین آن ، بویژه شخص احمدی نژاد از آن پیروی میکنند. بنیادهای برای اتخاذ سیاستها، که نشان میدهد آنان تا چه اندازه مردم ایران را مسخره و بازیچه مقاصد سیاسی و اقتصادی خود ، که کاملا دنیوی است ، کرده اند.

در گشت و گذار دنیای رسانه ای به مقاله ای برخوردم، که در این مقاله آنرا منعکس میکنم. مقاله ای که به بهترین وجهی دروغ، ریا، سرکوب و توجیه آن ، از سوی جمهوری اسلامی و ایادی آنرا توجیه میکند.

مقاله « تاکتیکهای جنگ روانی» به قلم آقای محمد سلطانی فر ، بتاریخ 9 اسفند 1385 ، مندرج در سایت «الف» وابسته به خود رژیم جمهوری اسلامی متمایل به جناح اصلاح طلب.

آنچه در زیر میخوانید مختصری از آن مقاله است، که درمیان گذاشتن آن را با خوانندگان جهان امروز مفید دانستم. لازم به ذکر است من اصل مقاله را با همان فرمول بندی که دارد نقل میکنم، کار من در این رابطه تنها به خلاصه کردن آن محدود شده است:

▼▼▼

« جنگ روانی از واژه هایی است که تاکنون تعاریف متنوع و گوناگونی بر اساس شرایط استفاده از آن ارائه شده است. ارتش آمریکا در مارس 1955 در آیین نامه رزمی خود تعریفی جالب از جنگ روانی در عرصه بین المللی ارائه کرد " جنگ روانی استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروه دوست است به نحوی که پشتیبانی برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی باشد» . به اعتقاد ویلیام داواتی جنگ روانی عبارت است از:« مجموع اقداماتی که از طرف یک کشور به منظور اثر گذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولتها و ملتهای دیگر در جهت مطلوب و با ابزار هایی غیر از ابزار نظامی، سیاسی و اقتصادی انجام میشود» .

اهداف جنگ روانی :
1. از بین بردن امید نزد مخاطبان کشور یا جناح مقابل
2. بی اعتمادی نسبت به رهبران کشور یا جناح مقابل
3. شکاف در بین جامعه مخاطب


- راهبردهای اساسی جنگ روانی طراحان جنگ روانی، نبرد خود را بر تبلیغات استوار کرده اند. هدف آنها تاثیر گذاری بر عقاید افراد و یا جامعه مورد نظر میباشد. جنگ روانی از همه تاکتیکهایی که یک عامل تبلیغاتی اجنت انجام میدهد، بهره میبرد. این عوامل سعی میکنند افکار عمومی طرف مقابل را به تشخیر کشانده و از شیوه های زیر حداکثر استفاده را بنمایند. مدیران و طراحان خبری پیش از هر چیز، باید مخاطب خود را به خوبی مورد شناسائی قرار داده و از طریق روشهای روانشناسی اجتماعی، میزان تاثیری را که هر یک از تاکتیکهای جنگ روانی می توانند ایفاء کنند را پیدا کنند.

برخی از مهمترین تاکتیکهای جنگ روانی

(1سانسور Censorship سانسور عبارت است از حذف عمدی موادی از جریان عبور آگاهیها، به منظور شکل دادن عقاید و اعمال دیگران است. این حذف عمدی به دو شکل میتواند صورت پذیرد. سانسور در ساده ترین معنی اش، رسیدگی و آزمایش پیامهای کثیرالانتشار توسط والیای امور به جهت بازداشت موادی است که از نظر آنان نامطلوب است. این شکل سانسور، همان ایجاد مانع قبلی یا عملی جهت جلوگیری از انتشار مواد نامطلوب است که مثلا میتواند شامل حذف واژه ها، عبارات یا جملاتی خاص توسط سانسورگر باشد. اما سانسور در شکل گسترده ترش، میتواند در برگیرنده هر نوع تلاشی جهت تضعیف یا جلوگیری از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخی از اولیای امور باشد. بدین ترتیب، ممکن است دولتی جلوی انتشار اطلاعات یا اخباری را که میتواند بازتابی مخالف یا ناموافق بر مقامات آن دولت داشته باشد، بگیرد یا ممکن است دولت مذکور اقدام به صدور مجوزهای کند که از این راه انتشار مواد نامطلوب را دچار مشکل یا فترت سازد... . به این ترتیب می شود برخی از روزنامه ها یا مجلات را از امکانات چاپی محروم کرد، مالیاتهای سنگین یا موانع اقتصادی دیگر را اعمال کرد، سردبیران را به زندان انداخت یا جواز کار فعالیتهای رادیو- تلویزیونی را لغو کرد. دولتهای مستبد و خود کامه از سانسور برای بقاء قدرت خویش بهره برداری میکنند.... .

2) تحریف Disortion یکی از رایجترین شیوه های پوشش خبری و مطبوعاتی، تغییر متن پیام به شیوه های مختلف از طریق دستکاری خبر است. در مسئله تحریف سه پدیده به چشم میخورد که عبارتند از: تعدیل، شاخ و برگ دادن و جذب. یک خبر در عین انتقال از شخصی به شخص دیگر به تدریج کوچکتر از گذشته، قابل فهم تر و از نظر بازگو کردن، ساده تر میشود. در حین فرایند انتقال متوالی بسیاری از جزئیات اصلی خبر کم کم تعدیل میشوند، تجربه هایی که در مورد تحریف انجام شده است، نشان میدهد که بسیاری از جزئیات موجود در ابتدایی زنجیره انتقال به شدت حذف میشوند. هر بار که خبر تحریف شده نقل میشود، میزان جزئیات، هر چند با کندی، کاهش می یابد.... . این شیوه بیشتر در مصاحبه ها و گفتگوهای سیاسی بکار میرود.... در شرایطی که مخاطبان دسترسی لازم به منبع موثق پیام را نداشته باشند، این شیوه بیشترین کاریرد را دارد... .

3) ساختن یک یا چند دشمن فرضی Make A Supposed Anemy To این یکی از شیوه های قدیمی سیاسیون کهنه کار است که قدرت را در اختیار دارند و برای بقا و ماندگاری در حکومت از آن استفاده میکنند. این شیوه به مطبوعات نیز رخنه کرده است. در این شیوه سعی می شود تا سایر رسانه ها و مطبوعات یا سایر سیاستمداران و یا سایر احزاب را در چشم مخاطبان خود، به شکل یک دشمن نشان دهند. همیشه داشتن یک دشمن فرضی میتواند اقدامات طرف مقابل را محق و معتبر جلوه دهد و زمینه را برای هر نوع اقدامی فراهم آورد. استفاده از این شیوه خود میتواند برای متحد کردن افراد داخل یک کشور نیز مفید باشد. در هنگام بحرانهای اقتصادی و سیاسی و یا همچنین خطرات سیاسی که از درون یک کشور را تهدید میکند، وجود یک دشمن فرضی خارجی میتواند سرپوشی بر بحرانها و اتحاد داخل کشور علیه این بحرانها باشد.

4) پاره حقیقت گوئی To release a part of truth گاهی حادثه، خبر یا سخنی مطرح میشود که از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد. این از رویه های رایج مطبوعات است که معمولا متناسب با جایگاه و جناح سیاسی که به آن متمایل هستند، بخشی از خبر نقل و بخشی را نقل نمی کنند. این شیوه به خصوص در انتشار نظرات و رهبران سیاسی متداول است. استفاده از تیترهای اصلی روزنامه ها، مطابق با میل و سلیقه آن روزنامه از نمونه های بارز پاره حقیقت گوئی است.... .

5) ادعا به جای واقعیت truth pretention instead of رسانه های خبری برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود گاهی ادعاهایی علیه افراد، گروههای مختلف و رسانه های رقیب مطرح میکنند و آنان را مجبور به پاسخگویی می نمایند. در واقع در این روش اخبار مخابره شده و یا به چاپ رسیده نوعی ادعا به جای واقعیت را در ذهن مخاطب تداعی میکند و با استفاده از کلماتی نظیر « ادعا» منبع خبر سعی میکند اولا خبر را از دست ندهد، در ثانی صحت و سقم خبر را به گردن منبع مدعی آن انداخته، ثالثا چنانچه خبر مورد تایید قرار گرفت، اعتبار پخش آن را نصیب خود کند و در نهایت پیامی را که مد نظرش می باشد به همراه خبر القا نماید. در شایعه منبع خبر را نمی گوییم اما در این نوع خبر عمدتا منبع خبر را ذکر میکنیم، ولی منبعی که بی اعتبار است و بارها مورد تکذیب قرار گرفته است. این شیوه از جمله شیوه های جنگ روانی است که در آن نوعی ادعا در اخبار منتشر میشود: در جریان حمله آمریکا به افغانستان، پس از هر بمباران شدید مقرهای طالبان، ادعاهایی دال بر کشته شدن بن لادن از سوی رسانه های آمریکایی مطرح میشد. زمانی که طالبان خبر را تکذیب میکردند، آمریکاییها می فهمیدند که تلاش آنها در انهدام مواضع طالبان چندان موثرنبوده است. اگر طلبان سکوت میکردند، این سکوت صحت ادعاهای آمریکا را اثبات میکرد... .

6) اغراق عوامل تبلیغانی با بهره گیری از این شیوه دست به پخش مطالب مبالغه آمیز میزنند. آنها سعی میکنند مطالب کوچک را بسیار بزرگ از آنچه وجود دارد جلوه دهند و همچنین قادرند از مطالب یزرگ به شکلی ضعیف و در زمان، مکان و جایگاهی که به چشم نمی آید، بهره برداری کند.

7) ترور شخصیت در شیوه های جدید، ترور فیزیکی جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانهای که نتوان فردی را ترور فیزیکی کرد و یا نباید افراد مورد ترور فیزیکی قرار گیرند، سعی میکنند از طریق عوامل تبلیغاتی جنگ روانی و با استفاده از وسائل ارتباط جمعی، شخصیتهای مطرح وموثر را به زیر ذره بین کشیده و با یزرگ نمایی نقاط ضعف آنان را ترور شخصیت نماید.

8) شایعه Rumour زمانی که جریان این خبر از بین افرادی شروع میشود که از حقیقت موضوع دورند، شایعه آغاز می گردد و تکرار آن بدون ارائه برهان و دلیل ادامه می یابد تا تقریبا بسیاری از مردم آنرا باور می کنند .. در نهایت شیوه معینی برای ترویج آن پیش گرفته میشود، مانند « آنها میگویند...» یا « از یک منبع مسئول شنیده ام که...» یا« اخبار دقیقی دارم مبنی بر اینکه...» شایعات زمانی رواج می یابند که حوادث مربوط به آن در زندگی افراد از اهمیتی برخوردار باشند یا در مورد آنها خبرهای صریح پخش نشود و یا اینکه خبرهای مربوطه مبهم باشند.این ابهام زمانی بوجود می آید که خبر به صورت تحریف شده دریافت شود، یا به فرد خبرهای متضادی برسد یا فرو از فهم این گونه خبرها عاجز باشد. به هر حال شایعه همیشه دروغ نیست و همیشه داستان بدخواهانه ای را شامل نمیشود.... .

9) تاکتیک ماساژ پیام Spinning The Massege تاکتیک کلی بافی تاکتیکی است که در آن جزئیاتی که ممکن است مخالفت اداری یا سیاسی را برانگیزد را با لعابی از مطالب غیر واقعی می پوشانند. در پخش این تاکتیک سعی میشود بدون توجه به مسائل اصلی و عمیق در خبر و بدون ریشه یابی به موضضوعی که منعکس می شود به حواشی آن پرداخته شده، به خبر لعاب بزنند و شاخ و برگ آنرا اضافه کنند و خواننده را در سطح نگه دارند. و توجه وی را کمتر معطوف به عمق مطالب نمایند. این تاکتیک بیشتر در پخش بیانیه های وزارت خارجه و یا دستگاه دیپلماسی خارجی کشورها مورد استفاده قرار میگیرد، که در آنها از شیوه بی حسی سازی مغزی استفاده شده است... .

10)تاکتیک زمان بندی Tactic Timing مرسوم ترین مصداقی را که می توان برای تاکتیک زمان بندی مثال زد، تاخیر در پخش خبر می باشد، به نحوی که دیگر پیامگیر نتواند کار بکند.این شیوه در بسیاری از موارد التهاب و اشتیاق مخاطبین را برای شنیدن خبر از منابع موثق مهیا نموده و در بخشی دیگر با زمینه پخش شایعات را نیز فراهم میکند. در تاکتیک زمانبندی می توان اطلاعات را با توجه به زمان پخش آن و مهیا نمودن بستر لازم برای پخش خبر مورد استفاده قرار داد.... .

11) تاکتیک حذف Tactic Omission براساس این تاکتیک قسمتهای مهمی از خبر به دلایلی که از پیش طراحی شده، به شکلی که هدفمند صورت گرفته است، حذف میگردد تا زمینه برای پخش تاکتیک شایعه مهیا نماید... .

12) تاکتیک قطره چکانی Dribble Tactic داده ها، اطلاعات و دانش به جای آنکه در سندی واحد نوشته شود، در این تاکتیک دسته بندی شده و در زمانهای گوناگون و به مقدار بسیار کم ارائه می گردد تا هم مخاطب نسبت به منبع خبر اعتماد پیدا کند و هم نسبت به آن اعتیاد پیدا کند و منتظر پخش اخبار از مجرای مورد نظر گردد. در این شیوه الگوی رخدادها تجزیه میشود و از دید گیرنده مخفی می ماند.

13) تاکتیک دروغ بزرگ یا استفاده از دروغ محض Tactic Big-Lie این تاکتیک قدیمی و سنتی می باشد و عمدتا برای مرعوب کردن حریف و یا حتی مرعوب کردن افکار عمومی مورد استفاده قرار میگیرد. بدین معنی که پیامی را که به هیچ وجه واقعیت ندارد را بیان میکنند. معروفترین مورد استفاده ای که از این تاکتیک شده، در زمان هیتلر و توسط لوبلز بوده است که میگوید: دروغ هر قدر بزرگتر باشد، باور آن برای توده های مردم راحتتر است. وی میگوید این تاکتیک هم برای مرعوب کردن دشمن و هم تهییج افکار عمومی، تشویق نیروها و مرعوب ساختن دشمن در مورد نیروی دفاعی و دروغهایی که در خصوص توان نظامی و تکنیکی بکار گرفته میشود که در زمینه استفاده از آن دچار بیماری خودباوری و خودبینی نیز میگردد. گوبلز میگوید دروغ را به حدی بزرگ بگویید که هیچ کس جرات و فکر تکذیب آنرا نکند. او میگفت: بعضی مواقع دروغهای میگفتم که خودم از آن می ترسیدم.

14) پیچیده کردن خبر برای عدم کشف حقیقت To Tangle a Canard امروزه شیوه پنهان کردن حقیقت، محرمانه نگه داشتن آن نیست زیرا که ذات خبر فرار است و به محض یافتن مجرایی، به داخل جامعه نفوذ میکند. اعتقاد بر اینست که زمانی که یک رسانه قصد دارد یک خبر را پنهان کند لازمست با دادن اطلاعات متنوع و زیاد، حقیقت و موضوع را به گونه ای پیچیده کند که مخاطب از پیگیری آن خبر صرف نظر کند. برای پنهان ماندن حقیقت، موضوع آنچنان با اخبار و اطلاعات فراوان و گاه ضد و نقیض، پیچیده و مغلق بیان می شود که مخاطب نتواند از لابلای مطالب به حقیقت دست یابد... .

15) استفاده از خبر برای تبلیغات وقتی خبری از رسانه ها منتشر میشود، نیازی به اثبات آن وجود ندارد. چرا که اولین اصل برای دهنده پیام اینست که ادعایی که کرده، اصل می باشد. منبع خبر زمانی که خبری را میدهد، هیچگونه تلاشی برای اثبات آن نمی کند و مد نظر او اطلاع رسانی صرف است.

▲▲▲

جمهوری اسلامی ایران در مقابل با توده های کارگر و مردم شریف ایران و برای سرکوب جنبشهای احتماعی معترض و پیشرو به جنگ روانی دست میزند، سرکوب میکند، دروغ میگوید و گوبلز به چهره محبوب و قابل استناد آنان تبدیل میشود، اما در مقابل دول غرب ، به کرنش می افتد. جمهوری اسلامی با دیپلماسی سری و مذاکرات پشت پرده میخواهد حقایق را این چنین وارونه به افکار عمومی القاء نماید که رسانه های جمهوری اسلامی و احمدی نژاد در صدد آن برآمده اند تا بتوانند بحرانی که با آن دست به گریبانند را بدینوسیله کاهش داده یا بر آن غلبه نمایند.

اخباری که تاکنون از رسانه های بین المللی و ایران منتشر شده اند، دال بر شکست جمهوری اسلامی در این مذاکرات است. اما نکته مهم در این میان این است که یک منفعت مشترک بین جمهوری اسلامی و کشورهای 5+1 باعث میشود که این دول غرب هوای جمهوری اسلامی را داشته باشند.

هراس کشورهای امپریالیست از خیزش توده ای در ایران و هراس از گسترش رادیکالیسم انقلابی در صفوف مردم ستم دیده ایران، آنان را به مدافعان جمهوری اسلامی تبدیل میکند. تلاش کشورهای امپریالیست غرب اینست که هم جمهوری اسلامی را درعرصه برنامه های هسته اش به شکست بکشاند یا حداقل آنرا تحت انقیاد خود درآورد و از سوی دیگر از آن در مقابل توده های معترض، دفاع مینماید. جمهوری اسلامی نیز در این میان چاره ای جز تن دادن به خواستهای سران 5+1 ندارد، زیرا اینرا فرجه ای برای ادامه حیات خویش می پندارد. وقتی رسانه ها می نویسند که در عین مذاکرات هیئت جمهوری اسلامی با آن 6 کشور، متکی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی بسرعت راهی واشنگتن شده است، اما با هیچ مقام آمریکایی ملاقلات و گفتگو نداشته و تنها با یک خبرنگار دیدار داشته است، به این معنی است که همه ی مسئولین و وابستگان جمهوری اسلامی گوبلزوار مردم و افکار عمومی را آشکارا به تمسخر میگیرند. رویدادهای کنونی بار دیگر موید این حقیقت است که برای تغییر بنیادی در جامعه ایران و جارو کردن بساط سرکوب و دروغ و شیادی و... جمهوری اسلامی، جنبشهای اجتماعی و معترض و پیشرو باید مستقیما به عرصه مبارزه سیاسی علیه جمهوری اسلامی پا بگذارند .