شمارە ٢٢ مبارزە طبقاتی

آرشیو نشریه مبارزه طبقاتی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

زنده باد مبارزات مردم کردستان علیه جمهوری اسلامی ایران

نویسنده: بهروز ناصری
30 جون 2005


بیش از سه هفته از جانباختن شوانه قادری در شهر مهاباد می گذرد. در طول این مدت هم اعتراضات و مبارزات مردم شهر مهاباد علیه رژیم اسلامی به اشکال مختلف بردوام بوده و هم سایر شهرهای کردستان همبستگی خود را با مبارزات مردم مهاباد ابراز کرده اند. تظاهراتها و اعتراضات مردم شهرهای کردستان با گلوله ، ضرب وشتم از سوی رژیم پاسخ گرفته است و تاکنون چندین نفر بوسیله نیروهای ضد شورش جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند.

همبستگی با مبارزات مردم مهاباد بر علیه رژیم اسلامی ایران تنها به شهرهای کردستان محدود نمانده و با مقداری تاخیر در چندین کشور اروپایی تظاهراتهای حمایتی از مبارزات مردم کردستان که بوسیله نمایندگی کومه له در خارج کشور و تعدادی از احزاب دیگر کردستان انجام گرفته است، که در آن تظاهراتها ، جمهوری اسلامی به علت تعرض و سرکوب مبارزات خلق مبارز کردستان محکوم گردید.

همزمان با گسترش اعتراضات و مبارزات مردم شهرهای کردستان ، مباحثاتی در محافل خارج کشور در زمینه ضرورت وجود نیروی پیشمرگ در این شرایطی که مبارزات مردم در کردستان به چند شهر دیگر هم سرایت کرده است و همچنین ضرورت تشکیل جبهه کردستانی ، اینجا و آنجا در می گیرد. می گویند موفقیت مبارزات و اعتراضات مردم کردستان علیه رژیم منوط به حضور نیروی پیشمرگ است و تشکیل جبهه کردستانی ضرورتی است که مردم را نسبت به مبارزاتشان امیدوارتر می کند. می گویند وقتی مردم ببینند که احزاب کردستانی با هم متحد شده اند، انرژی بیشتری در مبارزه علیه رژیم می گیرند.

1)
اعتراضات و مبارزات چند هفته اخیر در شهرهای کردستان، بدون تردید باید مورد استقبال هر کمونیست و انسان آزادیخواهی قرار گیرد. در دفاع از جنبش انقلابی کردستان و مبارزات توده ای خلق کرد علیه رژیم اسلامی ایران، که کاملا سیاسی است ، کمونیستها و انسانهای آزادیخواه نباید کمترین تردیدی به خود راه دهند.

تا حال نزدیک به سه هفته است که مبارزات مردم در شهرهای کردستان بردوام است و همین وضعیت می تواند کمک کننده بوجود آمدن سوالات و مسائل متعددی در رابطه با جنبش کردستان و احزاب سیاسی در میان جمع و محافل مختلف گردد.

این سوال طرح می گردد که چرا پشتیبانی کردن از مبارزات مردم شهر مهاباد به چند شهر کردستان محدود شده است و سایر شهرهای ایران تاکنون سکوت اختیار کرده اند و آنها هم به خیابانها نیامده اند؟ سوال می شود که طرح و برنامه کمونیستها در رابطه با مبارزات توده ای کردستان چیست؟

طبعا طرح چنین سوالاتی و تلاش برای پاسخ دادن به چنین سوالاتی در جای خود اهمیت زیادی دارد. مرسوم بوده که در تحلیلهای راجع به چشم انداز پیروزی جنبش انقلابی کردستان ، به درجه ی پیشرفت جنبش انقلابی در سراسر ایران رجوع شود. به این معنا که پیروزی جنبش کردستان منوط به پیروزی و پیشروی هم جنبش طبقه کارگر و هم جنبش توده ای در سطح سراسری ، شود. این رجوع به جنبش در سطح سراسری بعنوان یکی از ضمانتهای پیروزی جنبش کردستان طبعا درست و هنوز هم دارای اعتبار است. در این تحلیلهای طبقاتی و طبعا سوسیالیستی بحث بر سر احتمالات مختلف بوده است. احتمال اینکه جنبش در سطح سراسری اگر در حالت رکود بسر ببرد ، پس پیروزی جنبش کردستان ، بسی دشوار خواهد بود ، امری نیست که احتیاج به توضیح زیاد داشته باشد. زیرا اینجا نکات متعددی در درون این تحلیل بصورت نهفته ای وجود دارند. اینکه فرض اینست که انقلاب و ایجاد تغییر در جامعه بوسیله توده های کارگر و زحمتکش در سطح سراسری صورت می پذیرد ، و این درخود اعلام موضع و مخالفتی است با تغییر از بالا و دخالت کشورهای امپریالیستی در تعیین مقدرات و سرنوشت جامعه ایران بطور عام . اعلام اینکه اگر جنبش کارگران و زحمتکشان در سطح ایران در عرصه سیاسی در وهله اول تکلیف خود را با حکومت اسلامی ایران یکسره کنند ، پیروزی جنبش کردستان نیز تضمین شده تر و سهلتر خواهد بود ، روشن تر از این است که نیازی به توضیح داشته باشد.

سوای درستی جهت گیری فوق ، اما رشد اعتراضات و مبارزات توده ای و کارگری در کردستان و ایران ، تحولاتی که در منطقه روی داده است ، نتایج انتخابات اخیر باصطلاح ریاست جمهوری در ایران ، حضور آمریکا و نیروهای غربی در عراق و منطقه و وضعیت کنونی عراق بطور عام و کردستان عراق بویژه ، می توانند مولفاتی باشند که زمینه بوجود آوردن احتمالات دیگری شوند.

پیش بینی آنچه دقیقا در آینده روی خواهد داد ، طبعا از لحاظ علمی نادرست و از لحاظ عملی مقدور نیست . زیرا که اولا جامعه مدام در حال تحرک است و دوم تضادی است که بین نقشه و طرحهای طبقات متخاصم اجتماعی وجود دارد. نزدیکترین نمونه همان روی کار آمدن احمدی نژاد است. در شرایطی که توجه ها به رقابت بین رفسنجانی و معین معطوف شده بود ، شخص دیگری از ته لیست سر از آب در می آورد.

بویژه با توجه به مولفاتی که ذکر شدند و موقعیت و اوضاعی که به نسبت 10- 15 سال پیش تفاوت زیادی کرده است ، جای خود دارد که احتمالات دیگری نیز در تحلیلهای ما در مورد اوضاع وارد شوند.

بعنوان سوال و بعنوان طرح احتمال و تکامل تحلیل قبلی ، شاید جنبش اینبار از کردستان شروع و به سایر مناطق ایران برسد.

در این صورت « چه باید کرد » ؟ این « چه باید کرد » در واقع پاسخی به این سوال اولیه نیز هست که چرا مردم در شهرهای ایران همبستگی خود را با مردم شهر مهاباد تاکنون اعلام نکرده اند؟ چرا مردم در میاندوآب و ارومیه و سایر شهرهای دیگر جلو نیروهای کمکی و کوماندوهای ضد شورش عازم مهاباد و ... را سد نکرده اند و ممانعتی برای بوجود نیاورده اند؟

اولین پاسخ اینست که باید از مبارزات مردم کردستان بگرمی استقبال کرد و هر آنچه در توان است برای تقویت این جنبش انقلابی ، برای تقویت مبارزات مردم کرد علیه رژیم اسلامی انجام داد.

این کار و وظیقه نیروهای انقلابی و آزادیخواه است تا تلاش کنند نظر و توجه توده های کارگر در سایر شهرهای ایران را به مبارزات توده ای در کردستان علیه رژیم اسلامی جلب کنند ، اخبار این مبارزات را وسیعا پخش نمایند و مردم سراسر ایران را فرا بخوانند تا به حمایت از مردم کردستان به خیابانها آمده و مانع ارسال نیروهای کمکی به کردستان شوند.... .

2)
واقعیت اینست که سیمای جنبش انقلابی کردستان امروز به نسبت گذشته تفاوت اساسی کرده است. درگذشته ترکیبی از مبارزه مسلحانه نیروی پیشمرگ و مبارزات توده ای و کارگری ، سیمای جنبش کردستان را شکل میداد. امروز مبارزه مسلحانه نیروی پیشمرگ بنا به عقب نشینی های که در عرصه مبارزه مسلحانه بوجود آمده است کمرنگتر شده و بار اصلی جنبش انقلابی را مبارزات توده ای خلق کرد و کارگران بدوش می کشند: مبارزات مردم در شهرهای کردستان علیه رژیم و مبارزات و اعتصابات کارگری ، تصویر غالب از جنبش انقلابی کردستان است. به این اعتبار جنبش انقلابی کردستان حول تنها رفع ستم ملی نمی چرخد ، بلکه طبقاتی نیز هست. دهه هاست که وجود طبقه کارگر در کردستان مهر خود را بر جنبش کردستان زده است.

امروز انتظار اینکه نیروی پیشمرگ وارد شهرها شوند و در حمایت از مبازرات توده ای دست به عملیات نظامی بزنند ، می تواند به معنای کم اهمیت دانستن مبازرات توده ای تلقی گردد. و اتفاقا همین مبارزات توده ای و کارگری است ، بشرط آنکه از محدوده جغرافیای محدود خارج شده و ابعاد وسیع تری بخود بگیرند ، می تواند کار جمهوری اسلامی را یکسره کند. اصل مطلب نه انجام چند عملیات نظامی از سوی نیروی پیشمرگ ، بلکه به عرصه وارد شدن توده های میلیونی کارگران و زحتمکشان در کردستان و سایر شهرهای بزرگتر ایران علیه جمهوری اسلامی است. جنبش کارگری و توده ای در کردستان و ایران باید با اتکاء به نیرو و قدرت عظیم خویش وارد میدان شوند و منتظر هیچ ناجی ای بیرون از مرزها نباشند تا بیایند جامعه ایران را مصیبتهای تحمیلی سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی رها سازد. توده های کارگر و زحمتکش تنها به نیرو و قدرت خویش است که از نکبت جمهوری اسلامی آزاد می شوند.

3)
در شرایط کنونی مناسبترین روش در مناسبات بین احزاب سیاسی کردستان ، ارتباط سیاسی و همکاری در زمینه های معین با یکدیگر است و نه تشکیل جبهه کردستانی. داشتن روابط سیاسی و همکاری احزاب با یکدیگر کمک می کند تا فضای دمکراتیک و باز و در عین حال سیاسی بین احزاب حاکم گردد، از سوی دیگر کمک می کند تا همین دمکراتیسم در مناسبات بین احزاب در سطح وسیعتری اشاعه داده شود.

خواست آزادیهای سیاسی و آزادی فعالیت سیاسی احزاب و سازمانها بیشتر با آلترناتیو مناسبات سیاسی و همکاری احزاب خوانایی دارد تا تشکیل جبهه کردستانی. جدا از اینکه زمینه عینی برای تشکیل جبهه کردستانی وجود ندارد ، اما بفرض تشکیل این جبهه ، زیر پا نهادن حقوق دمکراتیک و آزادیهای سیاسی ، از طریق برسمیت نشناختن احزاب و سازمانهای که عضو آن جبهه نباشند ، خطر اشاعه فرهنگ غیر دمکراتیک را ده چندان می کند.

تاریخ مناسبات بین احزاب کردستان ، تاریخ رقابت و جنگ با یکدیگر ، تاریخ فرهنگ غیر دمکراتیک بوده است. در یک جبهه قرار گرفتن چنین احزابی کمکی به پیشبرد مبارزه علیه جمهوری اسلامی نمی کند ، زیرا مبارزه مشترک علیه جمهوری اسلامی تحت الشعاع رقابت بین احزاب درون جبهه قرار می گیرد ، و از سوی دیگر جبهه کردستانی به اهرم قدرتی بالای سر مردم کارگر و زحمتکش کرد تبدیل می شود که چشم انتظار قدرتهای امپریالیستی می شود تا در قدرت سیاسی شریک گردد. و این به نفع جنبش انقلابی کردستان نیست.

راه چاره اینست که احزاب سیاسی کردستان تلاش کنند فرهنگ سیاسی خود را ارتقاء دهند و برای آزادیهای سیاسی و فعالیت سیاسی احزاب احترام بگذارند. راه چاره موثر اینست که احزاب سیاسی کرد بطور مستقل با یکدیگر در ارتباط سیاسی بوده و بر علیه جمهوری اسلامی وارد همکاری شوند.

4)
در شرایط کنونی که مبارزات کنونی مردم کردستان علیه جمهوری اسلامی مبارزه ای کاملا سیاسی است ، ضروری است که جنبش کارگری ، جنبش زنان و جنبش دانشجویان در سطح سراسری مستقیما و اشکارا از جنبش انقلابی کردستان دفاع کنند و جمهوری اسلامی را بخاطر میلیتاریسم بوجود آورنده در کردستان ، بخاطر کشتار و دستگیری مردم معترض کرد و دایر کردن پایگاههای نظامی در مهاباد و سایر نقاط دیگر محکوم کنند و خواستار آزادی زندانیان و خروج نبروهای جمهوری اسلامی از کردستان شوند.

کمونیستها باید بگرمی از مبارزات مردم مهاباد و سایر شهرهای کردستان علیه جهموری اسلامی پشتیبانی کرده ، در مجامع مختلف شرکت کرده و تلاش کنند تا همبستگی سراسری با این مبارزات انقلابی را بدست آورند.

پرتوان باد جنبش انقلابی کردستان !